عجیب اینکه هفته قبل شوهر دوم این زن نیز به اتهام حمل مواد مخدر به زندان افتاد و زن در تدارک ازدواج تازهای بود که به دام ماموران افتاد.
شوهر 31 ساله این زن گفت: من کارگر کفاش و اهل ساوه هستم. حدود 9 سال پیش که با دایی خودم در تهران تازه بهکار مشغول شده بودیم یک روز دایی بهمن پیشنهاد نمود که زن بگیرم و به زندگی خود سر و سامانی بدهم. راستش من زیاد به این مسأله فکر نمیکردم و دلم میخواست تا تشکیل یک زندگی خوب و راحت سمت ازدواج نروم، ولی دایی پا را در یک کفش کرده و مرتب اصرار میکرد و عقیده داشت در تهران شلوغ، یک جوان مجرد به دام زنان بد و معتاد خواهد افتاد و زندگیش خراب میشود.
سرانجام یک روز دایی دختری بهنام صفورا را بهمن معرفی کرد و گفت خانواده این دختر را میشناسم. خیلی نجیب و مهربان و خیرخواه هستند و من مطمئنم که صفورا نیز دختر نجیب و سربراهی است.
آنقدر دایی از خوبیهای این خانواده گفت که به این وصلت رضایت دادم و به خواستگاری صفورا رفتم. در اولین برخوردها فهمیدم صفورا به پسرداییاش علاقه دارد، ولی پدرش بهکلی با این وصلت مخالف است و ترجیح میدهد دخترش با یک غریبه ازدواج کند و عمری گرفتار حرفها و درگیریهای خانوادگی نباشد.
بازهم دچار تردید بودم، ولی قبل از عکسالعمل من، مراسم عقد و عروسی برگزار شد و من و صفورا زن و شوهر شدیم.
خوشبختی کم دوام
زندگی ما بعد ار ازدواج با خوبی و سعادت همراه بود و من گاه به خودم میگفتم کاش زودتر تن به این وصلت میدادم و از سرگردانی و تنهایی در میآمدم. از حدود یکسال پیش ناگهان در رفتار صفورا تغییراتی را متوجه شدم، ولی بهروی خود نیاوردم و بهاصطلاح نمیخواستم این زندگی در هم بریزد و من پای ورقه طلاق را امضا کنم.
متاسفانه حسننیت من بیفایده بود، چون ناگهان صفورا غیبش زد و من مدتها از او بیخبر ماندم. به هرجا سر زدم و از هر دوست و آشنایی سراغش را گرفتم، هیچکس نمیدانست صفورا کجا رفته است.
کشف نوار
یک روز توی خانه نشسته بودم و در این اندوه بزرگ غرق شده بودم که ناگهان در میان اثاثیه صفورا، یک نوار و عکس از مرد جوانی را پیدا کردم. بلافاصله ضبط صوتی تهیه و نوار را گوش کردم. صفورا با مردی بهنام محسن در این نوار به محسن حرفهای عاشقانه گفته بود. تنها خوبی این نوار این بود که سرنخهایی از صفورا و محسن به من داد. تا صبح نخوابیدم و فردا نوار و ضبط صوت و عکس مردجوان و عکس صفورا را برداشتم و راه افتادم.
ردپا را پیدا کردم
تمام محلههایی که به نظرم میآمد زیرپا گذاشتم تا بالاخره ردپای صفورا را پیدا کردم. چند نفری با دیدن عکس این دو و شنیدن صدایشان گفتند که آنها را در محلهای مختلف دیدهاند و حتی سرنخهایی دادند که محسن قاچاقچی باسابقهای است. شکایتی تنظیم کردم و از ماموران شعبه دو اداره آگاهی کمک خواستم و ماموران خیلی زود توانستند خانه محسن را بیابند. وقتی به در خانه محسن رفتیم، فهمیدیم که او چند روز قبل به اتهام حمل مواد مخدر به زندان افتاده است و عجب اینکه کاشف به عمل آمد صفورا درصدد به تور انداختن شوهر تازهای میباشد.
صفورا چه میگوید
صفورا میگوید: من از همان روز نخست خواستگاری به این وصلت راضی نبودم و هرچه فریاد زدم که من زن رضا نمیشوم، کسی گوش ندادکه نداد!
برخلاف گفته شوهرم ما از همان روزهای اول زندگی با هم اختلاف داشتیم و از دو سال پیش که اختلافمان بالا گرفت من به کلی از خانه اسماعیل بیرون آمدم، چون او میگفت هرجا دلت میخواهد برو. من با تو کاری ندارم و در ضمن حاضر به طلاق هم نبود.
شش ماه پیش با محسن 24 ساله آشنا شدم و کار این آشنایی بعد از مدتی به عشق انجامید و من دیدم بدون محسن نمیتوانم زندگی کنم و به همین جهت یک روز برایش فاش ساختم که شوهر دارم و در ضمن او حاضر به طلاق نمیباشد.
محسن کمی ترسید و گفت: صفورا اگر بتوانی از شوهرت جدا شوی من بلافاصله با تو ازدواج خواهم نمود و من با هزاران امید به خانه شوهر بازگشته و خواستم مرا طلاق دهد، ولی بازهم حاضر نشد و من ناچار به فکر چاره افتادم.
از همه آنها که میشناختم راهحل خواستم و بالاخره به این نتیجه رسیدم که میتوانم با شناسنامه المثنی ازدواج کنم! بعد از سه هفته شناسنامه المثنی تهیه کردم و نزد محسن برگشتم و گفتم من از شوهرم جدا شدم و حالا آماده ازدواج هستم.
محسن خوشحال شد. به محضری رفتیم وازدواج کردیم و در میان راه من و محسن تصمیم گرفتیم حرفی از ازدواج قبلی من به خانوادهاش نزنیم و طوری وانمود کنیم که من یک دوشیزه هستم.
هفته گذشته ناگهان ماموران به خانه ما ریختند و محسن را با مقداری مواد مخدر به زندان بردند و من بازهم ناامید و تنها برجای مانده باز به فکر انجام نقشه تازه و تشکیل خانواده دیگر افتادم که یک روز وقتی در را باز کردم، شوهر اول خود و ماموران آگاهی را دیدم و ناگهان به فکر نوار عاشقانه خود با محسن افتادم که در خانه جا گذاشته بودم.
مجله جوانان
26 تیر 1357
هوش مصنوعی یکی از قدیمیترین عادتهای ما در اینترنت را تغییر داده است
جامجم آنلاین بررسی کرد
در گفتوگو با جامجم آنلاین عنوان شد
در گفتوگو با جامجم آنلاین تشریح شد
جامجم آنلاین بررسی کرد
در گفتوگو با جامجم آنلاین مطرح شد