«یک وقت یک نخستوزیر عربزبان، در زمان ریاستجمهوری بنده آمده بود ملاقات؛ یادم نیست رئیسجمهور بود یا نخستوزیر؛ وزیر خارجهاش هم کنارش نشسته بود. با من عربی صحبت میکرد، خواست یک جمله را بگوید، مفهومش را نتوانست در عربی پیدا کند!
هرچه فکر کرد، دید یادش نمیآید. از وزیر خارجهاش به فرانسوی پرسید معنای این چه میشود؟ وزیر خارجه هم آن مفهوم را به لغت فرانسوی و عربی معادلش را به رئیس گفت. آن وقت ایشان به من گفت!
جالب اینجاست که من بهعنوان مخاطب او که زبانم هم عربی نبود، آن معادل را میدانستم و برایم سخت نبود! من فارسی زبان بودم و آن آقا لغت عربی خودش را بلد نبود و از راه لغتمعنی فرانسوی ـ عربی، از وزیر خارجهاش پرسید!
توی دلم گفتم بیخود نیست اینقدر بدبختید ؛ زبان خودتان را هم بلد نیستید؛ در حالی که رئیس کشورش بود!» این حرفهای 21 سال قبل حضرت آیتا... خامنهای در جمعی از مسؤولان کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان زده بود. دیداری که تقریبا یک سوم آن درباره زبان فارسی و اهمیت حفظ و ضرورت آن صحبت شده است. صحبتها و حرفها و دیدگاههایی که هنوز هم خواندنی است.
اسفند 1377
در نگاه رهبر انقلاب ، زبان فارسی علاوه بر اینکه یکی از شاخصههای هویتی و ملی مردم ایران محسوب میشود، اما در عین حال، حامل معارف تمدن اسلامی هم هست. این دیدگاه را بگذارید کنار دیدگاهی که با ادعای تعظیم به معارف اسلامی، سهمی برای زبان فارسی قائل نمیشوند.
شاید مرور دیدگاههای ایشان در دیدار با اعضای دومین مجمع بینالمللی زبان فارسی در اسفند 1377 جالب باشد: «زبان فارسی توانسته است در ایران، بیشترین تلاش را برای گسترش و تحکیم اسلام انجام دهد. اسلام، به زبان عربی وارد ایران شد؛ اما به زبان فارسی ترویج پیدا کرد و در طول قرنهای متمادی بیشترین معارف اسلامی و سخنان حکمت آموز به وسیله ایرانیان فارسی زبان در میان ملتها انتشار یافت، بنابراین زبان فارسی در این بخش از جهان از حقوق واضحی در جهت گسترش اسلام و فرهنگ و تمدن بشری برخوردار است... اکنون زبان فارسی بهترین حامل و رسانه برای معارف، افکار، نوآوری و تمدن عمیق اسلامی محسوب میشود و بر این اساس وظیفه ما در قبال زبان فارسی بسیار سنگین است.»
آذر 1370
بخشی از انتقادات رهبر انقلاب درباره کملطفی به زبان فارسی صریحا به سازمان صدا و سیما اشاره دارد. شاید بد نباشد که سوزنی هم به همکارانمان در رسانه ملی بزنیم. حضرت آیتا... خامنهای در آذرماه 1370 در دیدار اعضای شورایعالی ویرایش زبان فارسی سازمان صدا و سیما هم به نکات جالبی اشاره کرده است. هرچند 28 سال از آن روز میگذرد اما انگار هنوز تازه و خواندنی است. لابهلای حرفها اشارات و نقدهای تندی هم از همان زمان به بعضی برنامههای رادیو و تلویزیون داشتهاند:
«مسأله زبان در رادیو و تلویزیون، مسأله بسیار مهمی است. البته اول خبر است؛ لیکن از خبر که بگذریم، این برنامههای زنده هم که پخش میشود، همینطور است؛ مثل همین برنامه روزنه که شما گفتید، یا آن برنامه عصرانه، یا آن برنامه سلام صبح بخیر که خیلی هم شنونده دارد. آیا شما برنامه سلام صبح بخیر را میشنوید یا نه؟ وقتی آدم این برنامه را میشنود، واقعا دلش خون میشود!
حرفهایی میزنند و تعبیراتی به کار میبرند که آدم واقعا غصهاش میشود! باید کاری کرد، باید فکری کرد، باید معیارهایی گذاشت. آن جوانی که آنجا نشسته و دارد برنامه اجرا میکند هم تقصیری ندارد؛ او همه وسع خودش را دارد مصرف میکند؛ باید به او وسع و توان و سواد داد. انشاءا... همه اینها باید اصلاح بشود، تا بتوانیم زبان را عرضه بکنیم.»
اردیبهشت 1375
حالا البته درست است که ما بحث خودانتقادی را در صداوسیما باز کردیم، ولی جالب است بدانید که در بحث زبان، حفظ و پاسداری از آن اقشار مختلفی مورد خطاب هستند؛ از فرهنگستان زبان فارسی گرفته تا مطبوعات و نخبگان و استادان دانشگاه. مثلا به این صحبتها که در اردیبهشت 1375 و در جمع تعدادی از مدیران و مسؤولان مطبوعات کشور ایراد شده، توجه کنید: «کاغذی که شما در هیأت روزنامه یا مجله به دست خواننده میدهید، برای او زبان معیار میشود. این را چگونه میخواهید تهیه کنید؟ آن وقت ناله سر میدهیم که زبان فارسی چنین و چنان شد! مگر نه اینکه از مطبوعات باید زبان فارسی را درست کرد؟ مطبوعات، از این جهت از صدا و سیما مهمتر است.
من البته راجع به زبان فارسی، سالهاست که با صدا و سیما بحث و بگو مگو دارم؛ برای اینکه در آن زمینه پیشرفت کنند؛ کارهایی بکنند و اشکالات را بر طرف سازند.
اما روزنامهها، از این جهت از صدا و سیما مهمترند. چون مخاطبان آن رسانه، در زمینه زبان فارسی و نکات و ظرایف زبانی و دستوری، فقط از طریق گوش ارتباط دارند و مواردی که عنوان میشود، لحظهای و گذراست. امّا مطبوعات در خانه و کاشانه ما برای مدتها میمانند؛ افراد متعدّدی آن را میخوانند و در آن تعمّق میکنند.»
مرداد 1392
حالا شاید برایتان سؤال شود مثلا استادان دانشگاه یا یک استاد رشته فنی و برق و مکانیک یا فلسفه و حقوق و پزشکی این وسط چه ربطی به زبان فارسی و پاسداری از آن دارند؟ شاید بهترین پاسخ به این سؤال، درخواستی باشد که مرداد 1392 حضرت آیتا... خامنهای از استادان دانشگاه داشتهاند: «از پیشرفت علمی در کشور برای گسترش و نفوذ زبان فارسی استفاده شود. اهمیت زبان ملی یک کشور برای خیلیها هنوز دانسته و شناخته نیست. زبان فارسی باید گسترش پیدا کند. باید نفوذ فرهنگی زبان فارسی در سطح جهان روزبهروز بیشتر شود. فارسی بنویسید، فارسی واژهسازی کنید و اصطلاح ایجاد کنید. کاری کنیم که در آینده، آن کسانی که از پیشرفتهای علمی کشور ما استفاده میکنند، ناچار شوند بروند زبان فارسی را یاد بگیرند. این افتخاری نیست که ما بگوییم حتما زبان علمی کشور ما فلان زبان خارجی است. زبان فارسی اینقدر ظرفیت و گنجایش دارد که دقیقترین و ظریفترین علوم و دانشها میتوانند با این زبان بیان شوند. ما زبان پرظرفیتی داریم. کمااینکه بعضی از کشورهای اروپایی هم نگذاشتند زبان انگلیسی تبدیل شود به زبان علمی آنها ـ مثل فرانسه، مثل آلمان ـ اینها زبان خودشان را به عنوان زبان علمی در دانشگاههایشان حفظ کردند. مسأله زبان، مسأله بسیار مهمی است؛ واقعاً احتیاج دارد به این که حمیت بهخرج دهید.»
بازگشت به خویشتن
مرور همین چند بند شاید تا حدی مشخص کرده باشد که چرا جستوجوی عبارت زبان فارسی در پایگاه اینترنتی خامنهای دات آی آر، مخاطب را با این حجم از نتایج روبهرو میکند. در نگاه شخصیت سیاسی سوژه این گزارش که از قضا یک عالم و فقیه دینی هم هست، زبان فارسی فقط یک زبان و هویت ملی نیست.
محمل و گاهوارهای است که یک تمدن، فکر و جهانبینی را با همه عظمت در خود جای داده است. فقیه و عالم و شخصیت سیاسی سوژه گزارش ما، پاسداری از این محمل را با پاسداری از این تمدن و فکر و جهانبینی یکسان میدانند.
محمدصادق علیزاده
فرهنگ و هنر