حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
روزی خبرنگار مجله معنویت و موفقیت پس از هماهنگی تلفنی برای انجام مصاحبهای مطبوعاتی به نزد حکیم رفت. حکیم پس از آنکه شرط کرد محصول نهایی مصاحبه را قبل از انتشار مشاهده کند، آماده شنیدن پرسشهای خبرنگار شد. خبرنگار گفت: «ای حکیم، لطفا چهار جمله تاثیرگذار را که تاکنون شنیدهاید برای مخاطبان بیان کنید.» حکیم گفت: «با نام و یاد خداوند متعال، نخست جملهای که یک خواننده زیرزمینی به من گفت. از کنار او رد شدم و تلاش داشتم با وی در یک کادر نباشم. او به من گفت: معلوم نیست در زمستان امسال نخواهی با هم در یک کادر باشیم. دوم جملهای که یک مصرفکننده مواد مخدر صنعتی به من گفت. برای بازدید به منطقه آسیبهای اجتماعی رفته بودیم. یکی از آسیبدیدگان در حال افتادن توی جوب بود. به او گفتم نیفتی. گفت: تو نیفتی که اگر بیفتی جماعتی با تو میافتند. سومین جمله را کودکی به من گفت. شمعی در دست داشت. به او گفتم این نور از کجا آمده؟ شمع را فوت کرد و گفت: اگر راست میگویی بگو حالا کجا رفته.» و خاموش شد. خبرنگار گفت: «ای حکیم، فرمودید چهار جمله.» حکیم گفت: «بلی.» خبرنگار گفت: «سهتا گفتید.» حکیم گفت: «الان که دقت کردم سهتا بود. اما برای اینکه لفظ آمدم، جملهای را که اخیرا شنیدم میگویم. این جمله هم مرا تکان داد و اکنون نیز در حال تکان خوردن هستم.» خبرنگار گفت: «آن جمله چه بود؟» حکیم گفت: «جمله دونالد ترامپ بود، در مورد پایان ایران.» خبرنگار گفت: «چه چیز آن شما را تکان داد؟» حکیم گفت: «تکاندهندگی آن.» خبرنگار گفت: «تکاندهندهایاش در کجایش بود؟» حکیم گفت: در سمت چپش.» خبرنگار گفت: «مزاح میکنید؟» حکیم خندید و گفت: «بلی.» و پس از بیان عباراتی چون مزلف و درپیت، فحشهای زشتی به زبان انگلیسی داد. آنگاه هردو خاموش شدند و تا مدتی خاموش بودند تا آنکه خودشان به نوبت روشن شدند.
امید مهدینژاد
طنزنویس
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....