حال با ایجاد این بستر و توجه خاص به حوزه گردشگری در وزارتخانهای خاص و نفوذ آن در ارکان سیاسی و اقتصادی ساختار کشور، زمینه تحولاتی نو پدیدار شده است.
بررسی و مطالعات تحقیقات موضوعی کارشناسان هم مبین این امر است که عرصه پهناور سرزمین ایران بر اثر سیاستگذاریهای غیراصولی تماما معطوف به درآمدهای نفتی بوده و تمامی چالشهای اقتصادی و سیاسی کشور در عرصه داخلی و خارجی هم از وابستگی به بازار پرمخاطره و پرچالش نفت نشأت میگیرد.
بنابراین میتوان امیدوار بود کشور ایران با داشتن ظرفیتهای والای گردشگری در بین ده کشور برتر جهان، با تشکیل وزارت گردشگری و همکاری بیشتر با سازمان جهانی گردشگری (UNWITO) در راستای بررسی و برنامهریزی زیرساختهای موجود گردشگری کشورمان در عرصه بینالمللی بتواند سهم خود را از این بازار جهانی (GNP) و بازار داخلی (GDP) دریافت کرده و درآمد ارزی و اقتصادی کسب کند. بیشک وجود جاذبههای طبیعی چون سواحل دریایی جنوب و شمال کشور، وجود اقلیم متنوع آب وهوایی در یک فصل از سال در ارتفاعات کوهستانی پر از برف و کویر مرکزی ایران و سایر مناطق خوش آب و هوای کوهستانی و سایر جاذبههای میراثی، فرهنگی، قومی، خوراکی، پوشاکی و معرفی روزافزون آنها در سالهای اخیر، خود گواهی بر رشد فزایند برنامهریزی شده صنعت گردشگری و رونق این صنعت پردرآمد در صحنه ملی و جهانی است که با تشکیل وزارتخانه گردشگری میتواند بر وضعیت اقتصادی کشور تاثیر مثبتی داشته باشد.
اثرات مثبت تبدیل سازمان میراث فرهنگی به وزارت گردشگری بیشک میتواند نقطه عطفی در حل مشکلات اقتصادی کشور و رفع بحران بیکاری و اشتغال جوانان و تقویت روحیه امید در آحاد جامعه باشد.
اما شاید باید به این نکته هم توجه کرد که برنامهریزی آمایش گردشگری پس از تصویب وزارت گردشگری، اولین اقدامی است که باید توسط مسؤولان مربوط انجام گیرد. آمایش گردشگری یعنی بررسی و شناخت همه ظرفیت های بالقوه موجود در سراسر کشور به ترتیب استان، شهرستان و شهر و روستاها و تقویت فعالیت همه تجهیزات موجود و چیدمان منابع انسانی با تکیه بر اصول نوین علمی به ترتیبی که بالاترین راندمان جذب بازار، رونق گردشگری، جذب اقتصادی در واحد سطح در کل کشور پدید آید. به این ترتیب راندمان حاصل از رونق صنعت گردشگری داخلی و خارجی میتواند ایران را در شمار کشورهایی قرار دهد که در تجارت جهانی منابع نفتی ندارند، اما در حوزههایی مثل گردشگری با توفیقات و شکوفایی اقتصادی مواجه شدهاند.
درست مثل کشورهای موفق همجوار و همسایه ایران همچون ترکیه، قبرس، امارات متحده عربی، گرجستان، آذربایجان و ارمنستان که به نسبت، درآمدهای ارزی نسبتا پایداری را در اقتصاد و شاخص تولید ناخالص جهانی GNP برای درآمدهای اقتصادی و فعالیتهای صنعت سفید در گردشگری به خود اختصاص دادهاند. در هر روی برای نیل به رسیدن به گردشگری توسعهیافته لازم است مسؤولان بازار هدف را شناسایی کرده و از تجربههای موفق کشورهایی چون چین، کره، هندوستان، مالزی، تایلند، ترکیه، انگلستان، فرانسه، نیوزلند، استرالیا، آمریکا، کانادا، ایتالیا و اسپانیا استفاده کرده و دریابند که چطور میتوان در بازار صنعت گردشگری جای پایی برای معرفی فرهنگ اصیل ایران به دنیا باز کرد و به درآمدهای سرشار این بخش دست یافت.
مرتضی خاکسار
کارشناس ارشد گردشگری