نمیدانم چند میلیون ایرانی در بیرون از ایران زندگی میکنند، ولی این را با قاطعیت میگویم که 2000 ایرانی در سینمای انیمیشن و بازیهای رایانهای جهان کار میکنند که نشان میدهد این دو بخش در سراسر جهان در اختیار ماست. علاوهبر این ما آدمهای فراوان دیگری هم داریم که در سینمای جهان اولین هستند. از این موضوع میتوان این طور نتیجه گرفت که ما نیروی متخصص و باسواد کم نداریم که بخواهیم از برنامه افراد دیگر کپی کنیم. به قول قدیمیها مگر دستمان چلاق است؟! با توجه به نیروهای خود به راحتی میتوانیم در حوزه برنامهسازی اتفاقهای خوبی را ایجاد کنیم.
کار کردن در حوزه رسانه مانند راه رفتن روی لبه تیغ بوده و در ساختن افکار عمومی جامعه بسیار خطرناک است. باید اعتمادسازی، بسترسازی، برجستهسازی، فرهنگسازی، تمدنسازی، مدیریت افکار عمومی و بسیاری موارد دیگر را بلد باشید. این موضوعات نشان میدهد که کار کردن در رسانه چقدر کار دشواری است. به نوعی ایجاد فضای رسانهای یک شاهکار است، ولی وقتی آن را بلد نیستیم، باید فکر دیگری کرد و در بحث آموزش در این حوزه کار کرد.
باید بگویم قبل از اینکه آمریکا بخواهد با ما وارد جنگ اقتصادی شود، جنگ رسانهای را با ما شروع کرده است؛ چراکه کوچکترین کار آنها حضور سناتورهایی است که از آمریکا به نوشتن توئیتهای فارسی مشغولند، در صورتی که در حالت عادی هیچ دلیلی برای این کار وجود ندارد.