قتل هولناک همکلاسی با ادعای آزار و اذیت

پسر جوان که هم‌کلاسی سابقش را کشته و جنازه سوخته او را دفن کرده دیروز در دادگاه گفت از آزار و اذیت‌های او خسته شده بودم به همین خاطر او را کشتم.
کد خبر: ۱۲۰۶۳۴۰

به گزارش حبرنگار جام‌جم، عصر نهم خرداد سال گذشته مرد جوانی به پلیس آگاهی رفت و از ناپدید شدن پسر 24ساله اش به نام کیوان خبر داد. این مرد گفت: دیروز پسرم همراه یکی از دوستان قدیمی‌اش به نام آرش از خانه بیرون رفت و دیگر بازنگشت .گوشی تلفن همراهش خاموش است و می‌ترسم بلایی سرش آمده باشد .
تلاش برای به دست آمدن سرنخی از کیوان آغاز شد اما پلیس نشانی از وی پیدا نکرد تا این‌که با ردیابی گوشی موبایل کیوان دریافت این پسر آخرین بار به حوالی فرودگاه امام رفته بود. پلیس در تحقیقات اولیه آرش را بازداشت کرد اما وی ادعا کرد کیوان را ندیده بود اما در بازجویی‌های بعدی گفت: کیوان از سال‌ها پیش مرا آزار می‌داد من که از این وضعیت خسته شده بودم به همین خاطر او را کشتم .
به دنبال بازسازی صحنه جرم، برای آرش به اتهام قتل،جنایت بر میت و سرقت اموال قربانی کیفرخواست صادر شد و او دیروز در شعبه دهم دادگاه کیفری یک استان تهران به ریاست قاضی قربانزاده و با حضور یک قاضی مستشار پای میز محاکمه ایستاد .
در ابتدای این جلسه پدر و مادر قربانی برای آرش حکم قصاص خواستند. سپس آرش که حالا 25سال دارد در جایگاه ویژه ایستاد و گفت: من و آرش از دوران مدرسه با هم دوست بودیم .او قابل اعتماد ناظم مدرسه بود به همین خاطر ناظم مدرسه کلید دفتر را به او داده بود و اوهم سوالات امتحانی را برداشته و به من هم می‌داد. از همان سالها رفاقت ما با هم بیشتر شد .من همیشه به خانه آنها رفت و آمد داشتم. یک بار مرا در خانه شان مورد آزار قرار داد. بعد از آن هم مرا تهدید می‌کرد . آخرین بار تصمیم گرفتم با او صحبت کنم. به همین خاطر با ماشین دنبالش رفتم و گفتم بهتر است دست از سرم بردارد اما او قبول نمی‌کرد . من که عصبانی شده بودم با مشت به صورتش ضربه زدم.وقتی دستش را روبه روی صورتش گرفته بود یک ضربه چاقو به او زدم. چون نیمه شب بود از ترسم جنازه را در حاشیه فرودگاه امام خمینی از ماشین بیرون انداختم. ازباک ماشین بنزین بیرون آوردن و آن را آتش زدم. سپس جنازه سوخته را داخل یک گودال دفن کردم. من برای این که پلیس را گمراه کنم کیف پول و انگشتر او را برداشتم.
وی در پاسخ به سوال قاضی درباره این‌که چرا از او شکایت نکرده بودی گفت: من غرور بیجا داشتم. به همین خاطر به پلیس شکایت نکردم.
در پایان جلسه قضات دادگاه وی را به پزشکی قانونی معرفی کردند تا درباره وی اظهار نظر کنند. همچنین قرار شد از یکی از دوستان او نیز به عنوان مطلع بازجویی و تحقیقات تکمیل شود.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها