و اما بعد... زینب مرتضاییفرد که علاقه وافرش به همسایه شرقی و فرهنگشان حالا دیگر در تحریریه زبانزد شده و سفر به افغانستان را به تور اروپا ترجیح میدهد، دیروز مطلع شد یکی از مسؤولان فرهنگی بلندپایه مملکت، تعدادی از فعالان فرهنگی افغانستانی ساکن ایران را دعوت کرده و ضمن صرف افطار به گپ و گفت با آنها نشسته. همین هم شد که مرتضاییفرد فیالمجلس برود سراغ بعضیشان و جیک و پوک دیدار ماه رمضانی رئیس سازمان تبلیغات اسلامی را در بیاورد. گزارش مرتضاییفرد را در همین صفحه و کنار همین ستون نوش جان کنید.
آذر مهاجر هم تا قیمت کاغذ را پایین نیاورد و سلاطین کاغذ و وارداتچیها را بیچاره نکند، ولکن سوژه نیست. مهاجر که این سوژه را کنترات برداشته و حسابی هم نسبت به پیگیری خبرهایش حساسیت به خرج میدهد، امروز رفته سراغ اینکه ببیند اصولا چند کارخانه کاغذ داریم و این کارخانهها با خودشان چند چند هستند. مهاجر البته سراغی هم گرفته از یک نوستالژی قدیمی؛ دفتر مشقهای کاغذ پارس را که یادتان هست؟ مهاجر رفته سراغ مدیرعامل این کارخانه و یک آمار اجمالی از وضعیت این کارخانه گرفته. بروید صفحه 10.
میثمخان اسماعیلی هم که از دیار کاشان تبعید شده وسط دود و دمِ پایتخت همیشه پرداختهای خوبی دارد. اسماعیلی هم که مثل خیلی از شماها این کلیپ جنتلمن دانشآموزها را دیده، امروز رفته سراغ یکی دو شاعر و نظر این حضرات را راجع به اشعار ترانههایی که ساسیمانکن میخواند، پرسیده تا یک ارزیابی کلی از کیفیت ادبی و فنی اشعار جناب ساسی داشته باشد. یکی از شعرا عضو شورای شعر و ترانه وزارت ارشاد هم هست! ورق بزنید صفحه 12!
در نهایت هم خبرنگار سینمایی گروه، ساناز قنبری... این زبانِ روسیبلد و این علاقهمند به تاریخ و سفر ولی افتاده در حوزه سینما، رفته سراغ یکی از فیلمهای شریف این روزهای سینما که در نهایت بعد از چند سال کش و قوس رفته روی پرده اکران. گفتوگوی قنبری با کارگردان «به دنیا آمدن» را هم در صفحه 11 بخوانید!