به گزارش خبرنگارجنایی جامجم، ساعت دو بعداز ظهر نوزدهم اردیبهشت امسال یکی از ماموران کلانتری تهرانپارس با ساسان غلامی، بازپرس کشیک قتل دادسرای جنایی پایتخت تماس گرفت و از مرگ دختر 27 سالهای براثر سوختگی در بیمارستان مطهری تهران خبر داد. بازپرس و تیم تحقیق پلیس در آنجا حاضر شدند که معلوم شد دختر جوان براثر سوختگی 90 درصدی فوت کرده و عامل این حادثه نیز پسر 30 سالهای است که دچارسوختگی 10 درصدی شده و در بخش سوختگی بستری است.
تحقیقات نشان داد دختر جوان روز دهم اردیبهشت امسال دچار سوختگی شده و بعد از 9 روز بستری بودن در بیمارستان بهدلیل شدت سوختگی فوت شده است. پروندهای در شعبه سوم بازپرسی دادسرای جنایی تهران تشکیل شد و تحقیقات ماموران اداره دهم پلیس آگاهی تهران درباره ابعاد این جنایت آغاز شد.
عامل جنایت آتشین به افسر تحقیق گفت: دو سال پیش از طریق اینستاگرام با مقتول آشنا شدم. کارم آزاد بود و او در زمینه مشاوره املاک کار میکرد و ساکن شرق تهران بود. در جریان این آشنایی به هم علاقهمند شده و نامزد کردیم. ارتباطمان خوب بود، چندی پیش تصمیم گرفتیم برای زندگی، کار و سرمایهگذاری به کشور ترکیه سفر کنیم. مدتی آن کشور بودیم که با مرد ترکیهای آشنا شدیم و قرار بود که با او شراکتی را انجام داده و سرمایهگذاری کنیم. او فریبمان داد و هر چه پول برای سرمایهگذاری داشتیم از ما گرفت و فرار کرد .
وی افزود: هر چه جستوجو کردیم ردی از مرد کلاهبردار پیدا نکردیم. پول کمی برایمان مانده بود و دیگر نمیتوانستیم با این شرایط کنار بیاییم و به تهران بازگشتیم. اما بعد از بازگشتمان شرایط زندگی من و او بههم ریخت. دیگر علاقهای به من نشان نمیداد و حرف از جدایی میزد. پاسخ تلفنهایم را نمیداد و با من حرف نمیزد. دعوا و درگیریمان شروع شده بود. تصمیم گرفتم او را بترسانم تا شاید اخلاقش عوض شود و دوباره نزدم بازگردد و نامزدی را برهم نزد. چند روز قبل از حادثه، از جایگاه سوخت در میدان پروین بطری یک و نیم لیتری بنزین خریدم.
وی ادامه داد: بطری بنزین را در نایلون گذاشته و از پانسیونی که در آنجا زندگی میکردم، بیرون آمدم و ساعت هفت صبح دهم اردیبهشت امسال خودم را به مقابل خانه او رساندم. پشت خودرویی در آنجا پنهان شدم و دو ساعت کشیک دادم. او ساعت 9 صبح سوار خودروی پژو206 اش از خانه بیرون آمد. سمتش رفتم و با اصرارهایم اجازه داد سوار خودرویش شوم و ادامه مسیر داد. از من خواست بروم و مزاحمش نشوم. اما من دستبردار نبودم و نمیخواستم او را ازدست بدهم. بطری بنزین را از نایلون در آورده و روی او پاشیدم تا وی را بترسانم. فندک که زدم، او و خودم هر دو دچار سوختگی شدیم. خودرو هم آتش گرفته بود با صدای فریادهای او، مردم سراسیمه سمت ما آمدند و شعلههای آتش را خاموش و ما را به بیمارستان منتقل کردند.
با اعتراف متهم برای او قرار بازداشت موقت صادر شد. قرار است که بعد از بهبودی متهم از او در اداره دهم پلیس آگاهی تهران تحقیقات انجام گیرد.
مرور بزرگ ترین جنجال های تاریخ جام جهانی (8)