از طرفی دیگر، فیلمنامهها هم باید سر صبر و با حوصله و دقت کافی نوشته شوند تا بار دهند و به محصول و نتیجه لازم برسند، ولی گاهی تعجیل به بهانههای مختلف در نوشتن فیلمنامهها باعث میشود که از کیفیت کار کاسته شود.
اینکه در یک ماه سه سریال ساخته شود که مخاطب اندکی داشته باشند بهتر است، یا آن که بودجه این سه سریال را برای یک سریال خوب و حرفهای هزینه کنند؟
طبیعی است که هزینه کردن برای یک سریال خوب میتواند جذابیت و مخاطبپسندی ایجاد کند.
اگر در سریالهایمان از فرمولهای فیلمنامهنویسی کلاسیک و امتحانشده استفاده کنیم، یقین بدانید موفقتر خواهیم بود.
البته که این اتفاق در ایامی مانند عید میافتد و سریالهایی خوب روانه آنتن میشود.
در حیطه تخصصی خودم که فیلمبرداری است، یادمان رفته که تنوع فیلمبرداری بهشدت به جلب مخاطب تلویزیون کمک میکند. درست است که فیلمبرداری در محیط باز به جهت تغییرات آب و هوا، نور و حتی دما سختتر است و در محیط آپارتمانی کنترل بیشتری داریم، ولی این به معنای آن نیست که از فضای باز استفاده نکنیم!
اتفاقا اگر لوکیشن بیرونی درست انتخاب شود، میتواند جذابیت بیشتری برای مخاطب داشته باشد. نمیدانم دلیلش چیست، ولی شاید آنهایی که در فضای آپارتمانی کار میکنند و از فضای باز پرهیز دارند، پیش خود فکر میکنند که فیلمبرداری در فضای بیرونی هزینهها را بیشتر میکند؛ ولی حواسشان نیست که این محدودیت لوکیشن باعث میشود مخاطب از تصاویر تکراری زده شود.
نباید عجله و سرعت بخشیدن به ساخت و تعجیل در زمان، عنصر خلاقه را از تصویرسازی حذف کند و مخاطب بماند و کاراکترهای محصور در یک یا چند اتاق و در نهایت یک باغ. اگر جایگاه مدیر فیلمبرداری در تولید سریال لحاظ شود، قطعا باید بعد از نگارش متن قبل از هر کس دیگر به سراغ فیلمبردار بروند و از وی درباره کیفیت تولید نظر بخواهند.
ولی متأسفانه هنوز که هنوز است، جایگاه مهم فیلمبردار در طراحی تصویری سریالها مورد توجه قرار نمیگیرد؛ در صورتی که با اهمیت به نظرات مدیر فیلمبردار است که میتوان کیفیت تولید را به مراتب بالاتر برد.
علی لقمانی
فیلمبردار
مرور بزرگ ترین جنجال های تاریخ جام جهانی (8)