همان مرد: کسی را فرستادم دمخونه حاجحسین. گویا زنش با خانوادههای تعزیهخون رفتند نظمیه، اما نتونستند خبری از مردانشان بگیرن.
یاور (پرویز فلاحیپور) : حکما تا الان مقر آوردنشون و نشونی تک تک ماها رو دادن!
یکی دیگر از افراد محله: رد ماها رو فقط حاج حسین داره و اون هم آدمی نیست که به این سادگی مقر بیاد.
یاور: وقتی قنبر، دهنش رو با دو تا چک باز میکنه، چه برسه به این پیرمرد که نظمیهچیها از شمر هم بدترن.
حیدر: پس حالا این دو شب باقی مانده رو چیکار کنیم؟
یاور: تعزیه بدون تعزیه خون که نمیشه. الا اینکه خودمون بزک و دوزک کنیم و لباس تعزیه بپوشیم.
حیدر: آره! بد فکری هم نیست. نقدا که آقا صفر و اکبر آقا رو داریم. الباقی نقشها هم خودمون اجرا میکنیم.
یاور: بابا! حیدر تو رو به امواتت کوتاه بیا! اگه تو این تعزیه رو به نیت زنده کردن یاد کربلا کردی که اجرات با هشت
مجلس هم محفوظه. چه نیازی هست که بشه ده شب. مگه اینکه ...
(سریال شب دهم)