حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
یکی از حاضران که بر حسب ظاهر و روی کاغذ شخص عاقلی بود نزدیک دیوانه شد و گفت: ای دیوانه، تو دیوانه خوبی هستی و ما همواره تو را بهعنوان یک دیوانه مفید و سازنده میشناسیم. این کار چیست که میکنی؟ دیوانه گفت: صاحب این قبر یک شخص دروغگوست.
عاقل گفت: چرا چنین میگویی؟ دیوانه گفت: راست میگویم. من تا وقتی زنده بود او را میدیدم. او دائما میگفت خانه من، ماشین من، حساب بانکی من، مغازه دونبش من، ویلای من، زن من، فرزند من، و غیره. عاقل گفت: خب؟ دیوانه گفت: حالا کو؟ همه آنها را گذاشته و رفته.او دروغ میگفت. هیچیک از آنها مال او نبود. اگر مال او بود، با خودش میبرد.
عاقل گفت: ای دیوانه، میدانم که با این کارت میخواستی پندی به دیگران بدهی و موجب شوی یک کلام بزرگان به گنجینه کلام بزرگان بشری بیفزایی، اما آیا اهانت به قبر پدر مردم کار درستی است؟ وی سپس افزود: بهتر نیست بهجای اجرای پرفورمنس در قبرستان، یک پیج درست کنی و پندهایت را بهمراه تصاویر مناسب در آنجا پست کنی که بقیه مردم نیز از آن بهرهمند گردند؟
دیوانه گفت: من پیج دارم. نشانیاش دیوانه خردمند ۱۰۱ است، اما ادمین پسوردش را عوض کرده و به آن دسترسی ندارم. عاقل گفت: اگر اینطور است پرفورمنست را اجرا کن. فقط یواش بزن که سنگ قبر پدر مردم آسیب نبیند و به سر خاک میت خود رفت.
امید مهدینژاد
طنزنویس
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....