خیلی ظاهرالصلاح بودند و دائم دم از عدالت اسلامی میزدند! آنها مرا میشناختند، ولی من آنها را به عنوان فرقانی نمیشناختم. ظاهرا رئیسشان گودرزی، پامنبری آقای خوئینیها بود و همان تفاسیر را هم به بقیه القا کرده بود.
برخی ادعا میکردنداین چیزها از جمله ضد روحانیت بودن را از دکتر شریعتی یاد گرفتهاند. این حرف برایم قابل قبول نیست. خودم شاهد احترام دکتر شریعتی به مرحوم عمویم و دیگر روحانیون عالم و مبارز بودم. خود مرحوم مطهری هم اینطور نبود که همه روحانیون را تأیید کنند. مطالبی را که ایشان در باره روحانیت متحجر یا روحانیونی که گرایشهای مارکسیستی داشتند نوشتهاند، هیچ کسی جرأت نکرده است بنویسد، ولی بهشدت با کسانی که مخالف اصل روحانیت بودند، برخورد میکردند. به نظرم گروه فرقان ریشهدار نبودند که مثلا تصور کنیم از ده سال پیش شکل گرفته بودند. هنوز هم خیلیها بعید میدانند آنها مستقل باشند و این تصور وجود دارد که در واقع بازوی اجرایی مجاهدین بودند.
مرور بزرگ ترین جنجال های تاریخ جام جهانی (8)