حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
او البته از وضعیت بهداشت این محیط و غذافروشیهای سیار این محل نسبتا ناراضی است و میگوید: به سلامت غذای رستورانها نمیتوان اعتماد کرد، چه رسد به غذای این بساطیها. اما به هر حال خانوادهمان اینجا را دوست دارند و قیمتهایش هم از رستورانها و فستفودها نسبتا ارزانتر است. حال و هوایش نیز بدک نیست و غذا خوردن در این پاتوق خیابانی، به نوعی هم فال است و هم تماشا.
اما این فال و تماشای شبانه مردم، بعضی از افراد حاضر در این صحنه را ناراحت میکند. از جمله نگهبان پارک که تاکید دارد حضور بساطیها در این محله، باعث ایجاد ترافیک و سد معبر شبانه در خیابان حاشیه پارک میشود. او از زبالههایی که در این پاتوق تولید میشود نیز به عنوان دردسری برای رفتگران محله یاد میکند و میگوید: باید صبحها به اینجا بیایید و ببینید خاکسترهای باقیمانده از آتشهای شبانه و آشغالهایی که مردم روی زمین میریزند چه منظره ناخوشایندی را در این خیابان درست میکند.
نگهبان مسن پارک از این وضعیت به شهرداری و نیروی انتظامی گله میکند و میگوید: چند بار از ماموران شهرداری و کلانتری محل خواستهایم با این غذافروشان دورهگرد برخورد کنند. آنها هم
گاهی میآیند و به این افراد تذکر میدهند. اما در مجموع اقدامی جدی برای جمعآوری این پاتوق شبانه انجام نمیدهند و به نظر میرسد آنها مشکلی با حضور این بساطیها ندارند. اما به نظر من، حضور این بساطیها باعث ایجاد مزاحمت برای ساکنان محله میشود و بهتر است مسؤولان هرچه زودتر برای ساماندهی این وضعیت فکری کنند.
او البته تاکید میکند با جمع کردن همه این بساطیها به طور کامل نیز موافق نیست، چراکه به گفته او، این راه، تنها راه کسب درآمد برای بعضی از بساطیهای این محله است و در این باره زن و شوهری را مثال میزند که هر دو بازنشسته شدهاند، اما حقوقشان کفاف مخارجشان را نمیدهد و ناچارند برای گذران زندگی، به این کار بپردازند.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....