این شاید مناسبترین تعریف و عبارت درباره جشنواره جهانی فیلم فجر هم باشد؛ یک جشن و دورهمی سینمایی ایرانی با گرایش جهانی که پیازداغش را زیاد کرده اند و خودشان (برگزارکنندگان جشنواره و دوستان و همکارانشان) بیش از آنچه استحقاقش را دارد، تحویلش میگیرند. با این حال، ما پیشی ناسپاسی نیستیم و آنچنان که در ادامه میآید، خوب و بدش را با هم میبینیم.
جشنوارهای «جهانی» که مهمترین و مشهورترین آثارش، فیلمهای داخلی باشد و مخاطبان بیشتر برای دیدن همین فیلمهای جدید ایرانی - که عمدتا فیلمهای پشت خط مانده جشنواره ملی فیلم فجر هستند - سر و دست بشکنند، حتما یک جای کارش میلنگد. این بیشتر به تعارف ایرانی میماند که برای خالی نبودن عریضه، یک بفرمای نصفه و نیمهای هم به برخی فیلمهای عموما بی نام و نشان جهان زده اند؛ آثاری که باوجود برخی امتیازات، تماشای آنها مخاطب شیفته سینما را ابدا به وجد نمیآورد.
اگر همچنان بنا بر ادامه فعالیت این جشنواره است و ارادهای مبنی بر جهانی شدن آن وجود دارد، بازنگری در تقویم آن را باید جدی گرفت؛ همزمانی این جشنواره با جشنوارههای معتبرتر و مشهورتری چون جشنواره بینالمللی فیلم مسکو و جشنواره بینالمللی فیلم پکن، همین اندک فرصتها و احتمال حضور چهرهها و فیلمهای مهمتر را از جشنواره جهانی فجر سلب میکند.
هرچند جشنواره جهانی فیلم فجر برای جلب توجه بیشتر، نیاز به حضور فیلمهای شاخصتر و چهرههایی بهمراتب مشهورتر دارد، اما حضور سینماگرانی چون الیور استون (در سال گذشته) و پل شریدر (امسال) هم مغتنم است. گرچه موافق وصلت سینما و سیاست نیستم، ولی سؤال اینجاست که بهجز یک نشست و یکی دو کارگاه آموزشی، چنین حضورهایی چقدر مورد بهرهبرداری ایدئولوژیک قرار گرفت و چقدر حرفها و نکتههای آزادیخواهانهای که این دو سینماگر، ضدسیاستهای غلط حکومت آمریکا عنوان کردند، بازتاب جهانی داشت؟ جشنواره جهانی فیلم فجر، چقدر درباره تبدیل شدن به یک پایگاه و جایگاه ضدهالیوودی معتبر، البته به شکل سینمایی و درست، جدی است؟
بخش فیلمهای کلاسیک مرمت شده، از امتیازات جشنواره جهانی فیلم فجر است که امیدواریم تداوم داشته باشد و کارشناسانی که در این زمینه تلاش میکنند، بهتدریج سراغ دیگر فیلمهای شاخص و ارزشمند سینمای ایران هم بروند.
اثرات منفی نبود یک کاخ سینمایی که مناسب برگزاری جشنوارههای مختلف مرتبط با فیلم و سینما باشد، بهخصوص در جشنوارهای با داعیه جهانی بیشتر به چشم میآید. ما که به شلوغی و ترافیک و همهمه اطراف پردیس چارسو و برخی عزیزان غیرمحترم و اهل فحش و نزاع حوالی بازارهای موبایل عادت کردهایم، اما مهمانان خارجی با دیدن برخی صحنههای نازیبا آن هم در مجاورت یک مکان فرهنگی و سینمایی، چه فکری میکنند؟
با کوچ ابدی چند چهره سرشناس و بزرگ فیلم «گاو»، سرانجام نوبت به امثال عزت ا... رمضانیفر هم رسید که از آنها برای مراسم و مناسبتهای سینمایی دعوت شود! کاش بازیگران کهنهکاری چون او که همان نقشهای کوچک و مکمل فیلم و سریالها را خوب از آبوگل درمیآوردند، در زمان حیات ستارهها و نقشهای اصلی هم قدر میدیدند و دستکم از آنها در مراسم مختلف دعوت بهعمل میآمد.
علی رستگار
سینما