ترکمن‌هااین روزها گرفتار سیل شده اند، درباره فرهنگ و ادبیات آنهاچه می‌دانیم؟

چیزهایی که جا می‌مانند

اتفاقات نوروز 98 تلخ‌ترین درس ایران‌شناسی بود. یکی از دوستان روزنامه‌نگار که اتفاقا روزگاری در جام‌جم مشغول به کار بوده، سال 98 را این‌طور توصیف کرده است. او می‌گوید همراه با موج بلایای طبیعی و غیرطبیعی یک دوره کامل ایران‌شناسی گذرانده و با مناطقی مثل آق‌قلا، گمیشان، معمولان، سمیرم، سرپل‌ذهاب، هفت تپه، ورزقان و ... آشنا شده که زمانی حتی نمی‌دانسته کجای نقشه ایران قرار دارند. شاید این گفته برای بسیاری از ما مصداق داشته باشد و شاید اگر نام این مناطق را شنیده یا حتی جایشان را روی نقشه می‌دانستیم درباره فرهنگ و زبان و مردمش کمتر می‌دانستیم و می‌دانیم. سیل هیچ خیری ندارد برای هیچ‌کس اما شاید بهانه بدی نباشد برای کنجکاوی درباره شهرها و مردمانی که کمتر می‌شناسیم. برای همین است که اشاره‌ای کرده‌ایم به داستان‌هایی درباره ترکمن‌ها و نویسنده‌ای که همواره بر ترکمن بودن و بومی نوشتن اصرار داشته است.
کد خبر: ۱۱۹۹۴۰۰

«آتش بدون دود» و کاش «باران بدون سیل»
حالا که همه جا حرف گلستان است، یادی کنیم از رمان بلند «آتش بدون دود» نوشته زنده‌یاد نادر ابراهیمی. نویسنده که همین چند روز پیش یعنی 14 فروردین تولدش بود، در اولین ماه بهار به دنیا آمده و در آخرین ماه بهار در روز 16 خرداد درگذشته است. آتش بدون دود، رمان بلند هفت جلدی است که نادر ابراهیمی در آن زده به ترکمن صحرا. در سه جلد اول با زبان و بیانی جذاب از زیبایی‌های ترکمن صحرا نوشته و در چهار جلد بعدی‌اش هم به شیوه‌ای داستانی -تاریخی به بیان مبارزات انقلابی معاصر پرداخته است.
قهرمان رمان در جلد اول، گالان اوجا نام دارد که یک قهرمان اسطوره‌ای ترکمن به‌شمار می‌رود. در جلد دوم نویسنده با ‌گذاری کوتاه بر اتفاقات صحرا شرایط را برای معرفی یگانه قهرمانان داستان؛ دکتر آلنی آق‌اویلر و همسر وفادارش دکتر مارال آق‌اویلر فراهم می‌کند. آلنی، نوه گالان اوجاست و یک شخصیت واقعی به‌شمار می‌رود. او یک انقلابی تحصیلکرده است که برای اعتلای نام وطن و رهایی آن از ظلم از هیچ کوششی فروگذار نمی‌کند. موضوع اصلی بقیه رمان زندگی و فعالیت‌های سیاسی این زوج است.
آتش بدون دود، یکی از درخشان‌ترین آثار نادر ابراهیمی است که عنوان رمان‌نویس منتخب بعد از انقلاب را نیز برای او به ارمغان آورد. نثر این رمان پر از جملات کوتاه و پرمغز است که می‌تواند به‌راحتی به‌خاطر سپرده شود و توسط خواننده برای دیگران تکرار و از نسلی به نسل دیگر منتقل گردد. بعلاوه آتش بدون دود با ویژگی‌های قبیله‌ای شرقی‌اش، قطعه‌ای بی‌همتا از ادبیات مدرن ایرانی است و سراغ قومی رفته که با همه زیبایی‌ها و جذابیت‌هایش می‌تواند سهم بیشتری در ادبیات ایران داشته باشد. نام این رمان جذاب و حال و هوای این روزهای استان گلستان ذهنمان را برد به سمت این‌که کاش این استان، این روزها در حال گذراندن تجربه همیشگی بهارش بود؛ یعنی باریدن باران بدون سیل...

سرزمین مردمان سخت صیقلی
یوسف قوجق به عنوان یک نویسنده و پژوهشگر اهل ترکمن، مردمش را با واژه‌های سلحشور و غیرتمند توصیف می‌کند که گذشته‌ای سرشاز از روایت و داستان دارند. او در مصاحبه‌هایی که از جمله با نشریات بومی گرگان داشته، همواره به رازآلودگی فرهنگ ترکمن‌ها اشاره کرده و توضیح داده است که ترکمن‌ها مهمان را بسیار عزیز می‌دارند و به‌دنبال تجمل دنیوی اصلا نیستند، دلی صحرایی و بی‌تکلف دارند. ترکمن‌ها مردمی سختکوش، خونگرم و صادق هستند. نگاه تیزبینانه‌ای می‌خواهد تا غنای فرهنگ این مردم را دریابد.
قوجق همواره برای فرهنگ مردمش قلم زده و پژوهش کرده و می‌گوید ترکمن‌ها برای ابتدایی‌ترین چیزها (مثل آشامیدن) تا بافت قالی‌های خوش نقش و نگارشان، از تولد نوزاد تا دم مرگ و خلاصه برای هر موضوعی، باورها و نگرشی دارند و آداب و رسومی خاص. افسانه‌ها و بازی‌هایشان نیز پر از راز و رمز است.
هر چند تماس‌های مکرر برای گفت‌وگو با او تا زمان نوشتن این گزارش بی‌نتیجه ماند اما درباره روزهای تلخ گلستان به متنی از او در اینستاگرامش بسنده کردیم که نوشته: سدّی که با هیچ سیلی، شکاف برنمی‌دارد! ترکمن‌ها ضرب‌المثلی دارند به این معنا که دستی دست دیگر را می‌شوید و هر دو دست، با هم صورت را می‌شویند. این یعنی همان جهاد؛ همان یاوار؛ همان همدلی و اتحاد برای انجام کاری که نیرویش را از همت جمعی می‌گیرد.
سیل گلستان، با تمام خسارت‌های مالی و جانی‌اش، به نظرم تلنگری است به دل همه‌مان تا به فکر خودمان نباشیم و سرنوشت خودمان را در گرو سرنوشت همنوعان‌مان بدانیم. غم‌شان را غم خودمان و شادی‌هایشان را شادی خودمان بدانیم. این یعنی انسان بودن، یعنی آدم بودن، یعنی نشانی از کرامت انسانی.
سیل گلستان موقعیتی فراهم کرد تا بدانیم آنچه اهمیت دارد، درجات انسانی است و به چشم‌بادامی بودن یا نبودن و دست‌بسته یا دست‌باز خواندن نماز و زبانی دیگر داشتن نیست.

لحظه‌ها را کوک کن
یوسف قوجق کتاب‌های بسیاری نوشته، یک نشریه دارد و پژوهش‌های متعدی انجام داده اما به دو کتاب از این نویسنده بسنده می‌کنیم که می‌تواند شروع گیرایی باشد برای آشنایی با ترکمن‌ها. داستان‌های «وقت جنگ دو تارت را کوک کن» و «لحظه‌ها جا می‌مانند» به قلم یوسف قوجق را از دست ندهید و ببینید چطور این نویسنده بدون تعصب و بسیار منصفانه از قومش می‌نویسد. در داستان اول یک مهاجم روس را بعد از 30 سال زندگی با ترکمن‌ها به عنوان یک ترکمن چشم‌آبی به مخاطبش می‌قبولاند و در داستان دوم بخشی از تاریخ را با تخیل و قصه رنگ‌آمیزی کند و به مخاطبانش ارائه می‌دهد.
این کتاب داستانی را به تاریخ 5 آذر 1357 روایت می‌کند که به واکنش مردم گرگان در تبعیت از امام خمینی(ره) نسبت به هتک حرمت ماموران ساواک و شهربانی مشهد به امام رضا(ع)، باز می‌گردد. رویدادی که در آن 14 نفر در گرگان شهید و حدود 300 نفر مجروح می‌شوند.

آذر مهاجر
گروه فرهنگ و هنر

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها