حکیم به چوپان گفت: «اوضاع خوب است؟»
چوپان گفت: «الحمدلله. بد نیست. اگر قاچاق دام زنده و واردات گوشت یخی خارجی بگذارد.» حکیم گفت: «چرا بهجای چوپانی مشغول تحصیل علم نشدی که حالا بابت این چیزها نگرانی نداشته باشی؟»
چوپان گفت: «خودم خلاصه همه علوم و حکمتها را به دست آوردم.»
حکیم گفت: «آره؟ بگو ببینم.»
چوپان گفت: «تا خدا هست بنده خدا چرا، تا راست هست دروغ چرا، تا حلال هست حرام چرا، تا خودت عیب داری عیب دیگران را نشمار، تا تولید داخل هست جنس خارجی نخر.» حکیم گفت: «آفرین. بسیار جملات زیبایی گفتی. جوجهکباب میل داری؟»
چوپان گفت: «بلی.»
حکیم به مریدان گفت یک سیخ جوجه کباب لای نان خالی کنند و به مرد چوپان بدهند. چوپان گفت: «نتیجهگیری پایانی مکالمه ما چه بود؟»
حکیم گفت: «این مکالمه استثنائا نتیجهگیری پایانی نداشت و نتیجه اصلی این مکالمه همان اواسط مکالمه از نظر خوانندگان گذشت.»
امید مهدینژاد
طنزنویس
آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....