تولید سریالهایی مانند بانوی عمارت نباید زیاد سخت باشد پس چرا پیگیری نمیشود؟ متاسفانه مسؤولان در این باره برنامهریزی ندارند و البته که این مشکل فقط در تلویزیون نیست و در مورد سینما هم صدق میکند. کلا در تولید محصولات نمایشی به سمت و سویی رفتهایم که محصولات ملودرام ناب نداریم و بیشتر افتادهایم به دامن کمدیهای مبتذل.
باید در تولیدات تلویزیونی طوری اقدام کنیم که بتوانیم با سریالهای کشورهای همسایه به رقابت پرداخته و مخاطبان را جذب مجموعههای خود کنیم.
سریالهای کشورهای همسایه با وجود اینکه قصه، کارگردانی و بازیگرهای خوبی ندارند، توانستهاند از طریق رنگ، موسیقی، ریتم و مناظر زیبا، مخاطب جذب کنند و ما با این طبیعت چهارفصل ایران که میتواند جذابترین صحنهها را برای تولید شکل دهد، ماندهایم در پایتخت و خیلی که هنر کنیم سری میزنیم به شهرک غزالی!
مخاطب، زیبایی و هماهنگی را دوست دارد و دلیلی ندارد به بهانه همذاتپنداری چرکی را نشانش دهیم. در پایینترین نقاط شهر، خانههایی را میبینیم گرچه قدیمی ولی به لحاظ دکور بسیار زیبا! چرا کارگردانان و بهخصوص جوانترها تا میخواهند فقر را نشان دهند، زشتیهای خانهها را نمایان
میکنند.
اتفاقا در اوج فقر هم میتوان زیبا زیست و از طریق نمایش این زیبایی مخاطب جلب کرد.
در دهههای 60 و 70 آنقدر سریالها خوب بود که مردم بدون تبلیغ، آنها را پیگیری میکردند ولی حالا چطور؟ باید قبول کنیم سطح توقع مردم بالاست و ما به عنوان متولی این امر از توقعاتشان جا ماندهایم؛ زمانه درحال رشد است و لازم است با خواستههای مردم به روز باشیم.
تلویزیون باید به نویسندهها و کارگردانها بها دهد و از وجود همه نویســــــــندهها، تهیــــــهکنندهها و کارگردانهای صاحب ایده استفاده کند، بلکه گردش نیرویی شکل گیرد در ساختار رسانه ملی.
حسن یکتاپناه
کارگردان