حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
در خانواده وقتی میخواستند در باره حجاب با دخترهایشان صحبت کنند، بیشتر تشویقی بود والبته طوری برنامهریزی میکردند که فرزندان از آغاز تربیت دینی داشته باشند. مثلا ما را در مدارس اسلامی نامنویسی میکردند. خواهرها هم اینطور نبودند که جلوی پدر ظاهر دیگری داشته باشند و در غیبت ایشان یا بیرون از منزل جور دیگری. همیشه معمولی بودند. سختگیری بیهوده انجام نمیدادند. اگر اشتباهی میکردیم، تذکر میدادند،یا اخم، یا نهایتا سه روز قهر میکردند!
روی مسائلی مثل مد و رفتارهای سنی وفصلی نوجوانان وجوانان، زیاد حساسیت به خرج نمیدادند. مثلا موهای من، کمی از موهای معمولی بلندتر بود. زیاد پافشاری نمیکردند که همین الان برو و موهایت را کوتاه کن، ولی نصیحت میکردند: بهتر است قدری موهایت کوتاهتر باشد. یادم هست وقتی کار اشتباهی میکردیم، فقط سه روز در حد جواب سلام دادن با ما حرف میزدند! به اصطلاح قهر بودند. بیش از سه روز هم ادامه پیدا نمیکرد. آن موقع کوچک بودیم و معنی این رفتارها را نمیفهمیدیم، اما بعدها متوجه شدیم چقدر شیوه درستی است. پدر در اینگونه مسائل، حساسیت زیادی به خرج نمیدادند و به همین دلیل هم فرزندانشان متعادل بار آمدند. البته ایشان در وصیتنامهشان نوشته بودند دوست داشتم یکی از بچههایم روحانی شوند، ولی نشدند.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....