اشعث: شام؟!
بله! شام
اشعث: علی جگر زلیخا را به شام میبرد؟ این لشکر داغدیده دوامی ندارد! فیالمثل تو عدی! نعش پسرت را یافتهای؟ داغش را فراموش کردهای؟
عدی: داغ پسرم ارادتم به علی را کم نمیکند اشعث. من علی را باور کردهام و حتی اگر آتشم بزند ترکش نمیکنم.
اشعث: عجب! از خدا پنهان نیست از شما چه پنهان من برای رفتن به شام فرصت میخواهم تا تجدید قوا کنم. علی با عدلش همه را فراری داده...
سریال امام علی
در گفتوگو با دکتر عنادی مطرح شد:
در گفتوگو با جامجم آنلاین عنوان شد