حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
1. مسؤولان به ما فکر نمیکنند
ماجرای دسترسی نداشتن به کارتهای بانکی، اما از کانال شخصی زینب بیات به گوش همه رسید. او که با صدا و سیما همکاری دارد و سال هاست مشغول کار در عرصه فرهنگ است، سال 1361 به ایران آمده، حدودا هشت ساله بوده، همین جا درس خوانده و کار کرده و با محمدکاظم کاظمی، شاعر ازدواج کرده است. او در حال خرید برای خانهشان بوده که متوجه میشود کارتش مسدود است، به بانک مراجعه میکند و ماجرایی که اول گزارش روایت کردیم را پشتسر میگذارد.
او درباره این اتفاق به جامجم میگوید: از این اتفاقات زیاد رخ داده، اما دیگر آستانه تحملمان پر شده است. چرا باید با شرایطی روبهرو شویم که برای واریز پول به حسابمان مشکلی نباشد، اما خودمان نتوانیم از آن برداشت کنیم. هر سال تقریبا از این دست اتفاقها میافتد و کمی هم زمان میبرد تا دوباره کارتمان فعال شود و بتوانیم به روال عادی برگردیم. سؤالم این است که مسؤولان فکر نمیکنند اگر بیماری در بیمارستان داشته باشیم باید آن لحظه چه کنیم؟ آیا نمیتوانند لااقل با یک پیامک به ما اطلاع دهند و این برخورد غیرمنصفانه را با ما نداشته باشند؟
بیات همچنین اظهار میکند: پسر برادرم در تهران مهاجر قانونی است و حساب بانکی دارد، اما نمیتواند کارت بانک داشته باشد، این واقعا عجیب است. البته ماجرا محدود به همین اتفاق نیست و درباره داشتن تلفن همراه هم با همین معضل روبهروییم. خط موبایل همسرم، آقای کاظمی به نام یک دوست ایرانی است. آن هم در حالی که ما سالهاست در همین کشور زندگی میکنیم و اقامت قانونی هم داریم.
2. ممنوعیت راهحل نیست
محمدکاظم کاظمی، شاعر شناخته شده هم اهل افغانستان است و 34 سال از مهاجرت و زندگیاش در ایران میگذرد. او هم دل پر دردی دارد و معضلات اتباع خارجی در ایران را خیلی بیشتر از مسدود شدن کارت بانکی میداند. او میگوید: خیلی از مهاجران افغانستانی 30 سال یا حتی بیشتر است که در ایران زندگی میکنند و از نظر مقررات هنوز مهاجر غیرقانونی محسوب میشوند که جواز اقامت موقت دارند. حالا هم تصویب شده فقط آنهایی که مهاجرت قانونی دارند، میتوانند کارت بانکی داشته باشند و با توجه به اینکه کارت شناسایی معمولی نمیتواند مجوز اقامت قانونی آنها به حساب بیاید، دیگر نمیتوانند کارت بانکی داشته باشند. این اتفاق در شرایطی رخ میدهد که 60 درصد مهاجران با چنین شرایطی در ایران زندگی میکنند و کار برایشان بسیار سخت است.
او ادامه میدهد: در ایران هر جا پای مهاجران به میان آمده و معضلی ایجاد شده، مسؤولان تنها راهحلش را ممنوعیت دانستهاند. گواهینامه گرفتن و ماشین داشتن ممنوع میشود، چون ممکن است برخی اتباع مسافرکشی کنند. سفر به دیگر شهرهای ایران ممنوع میشود چون ممکن است یکی از جمع مهاجران وارد بازار کار آن شهر شود. ما به هیچ وجه منکر نیستیم که مهاجران معضلاتی را برای ایران آن هم در شرایط اقتصادی فعلی داشته و دارند، اما نباید بهخاطر چند مورد محدود همه اتباع خارجی دچار مشکل شوند.
کاظمی همچنین میافزاید: تجربه نشان داده در ایران برای مهاجران روز به روز همه چیز سخت تر شده و تقریبا گشایشی در کار نبوده است. این در حالی است که مهاجران وقتی به کشورهای دیگر میروند، با گذر زمان به عنوان شهروند پذیرفته شده و میتوانند بهطور معمولی زندگی کنند.
3. نادیده گرفتن مهاجران فرهنگی
حالا اما باید ماجرا را از ابعاد دیگری هم نگریست. مهاجرانی که در ایران نقش فرهنگی پررنگی دارند، باید شرایطی متفاوت از دیگر مهاجران داشته باشند و این اتفاقی است که در همه جای دنیا هم رخ میدهد و اعطای تابعیت افتخاری به برخی چهرههای فرهنگی و هنری را به امری معمول بدل کرده است.
هفته پیش کاظمی نتوانسته برای دختر دانشجویش که در تهران است پول واریز کند. زینب بیات با حال بدی و در حالی که خریدهایش را در فروشگاه رها کرده به خانه آمده است. روحا... رضوی حالا موبایل ندارد چون همراه اول خطش را مسدود کرده یا مثلا قبل تر محمد سرور رجایی توانسته خودرویی بخرد و مجبور شده آن را به نام کسی دیگر بزند و... . این در حالی است که این چهرهها همه در سالهای زندگی در کشورمان چیزی به داشتههای فرهنگیمان اضافه کردهاند و باید برایمان شأن و جایگاهی متفاوت داشته باشند. «ای به امید کسان خفته! ز خود یاد آرید» که هر سال ایام دهه فجر شنیده میشود یا همان شعر زیبای کتابهای درسی نسل ما «و آتش چنان سوخت بال و پرش را...» مگر بخشی از گنجینه ادبی دوران معاصر ایران و از سرودههای محمدکاظم کاظمی نیستند؟ و آیا حق او و افرادی مانند او نیست که با آنها برخورد بهتری داشته باشیم؟
4. بانک مرکزی فقط مجری است
وقتی بانک مرکزی بنا به پیشنهاد شورای امنیت ملی سراغ موضوعی میرود، یعنی معضلاتی هست و تدابیری باید اندیشیده شود، اما آیا این تدابیر نمیتواند به شکل و فرمی بهتر اندیشیده شود، مثلا با یک پیامک به اتباع خارجی اطلاع داده شود که قرار است چه اتفاقی بیفتد.
موضوع را از طریق بانک مرکزی هم پیگیری کردیم و کارشناسان روابط عمومی با ما نهایت همکاری را داشتند، هرچند آقای زاهدپور، مدیر روابط عمومی این بانک در حال رفتن به جلسه بود و نتوانست پاسخ سؤالاتمان را بدهد، اما از مجموع بررسیهای ما اینطور برآمد که بانک مرکزی فقط مجری این بخشنامه بوده و آن را به بانکها ارسال کرده است. بانکها هم برای اطمینان از اینکه مدارک صاحب حساب جعلی نیست، مجبورند از آنها بخواهند حتما برگه اقامت دائم خود را به بانک محل حساب ببرند و همه چیز کنترل شود. شکی نیست در اینکه سیاستگذاریهای اقتصادی وظیفه بانک است، اما حتما بانکها میتوانند تدابیری مثل صدور فراخوان برای ارائه مدارک اتباع پیش از قطع دسترسی آنها به حسابهایشان بیندیشند تا این معضلات هر ساله گریبان مهاجران را نگیرد.
زینب مرتضاییفرد
فرهنگ و هنر
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....