این ویژگی خاص اعضای گروه نمایشی مفید است. من دو سه ـ سال پیش ـ زمانی که گروه عضوگیری داشت ـ بهواسطه یکی از دوستانم که در گروه فعالیت داشت، با این گروه آشنا شدم. یادم است که آن زمان من فعالیت روزانه خودم را داشتم، اما اینها مرا راضی نمیکرد.
همیشه دوست داشتم آدم مفیدی باشم. این مفید بودن و حال خوب دادن به دیگران دغدغه من بود. گروههای زیادی در حوزه تأمین مالی کودکان بیمار کار میکنند، بسیاری از این گروهها اما بحث درمان جسمی را مدنظر قرار دادهاند.
موضوع درمان روحی اغلب مهجور مانده است. این خوب است که مردم به گروههای خیریه کمک مالی میکنند اما نیاز روحی بچهها هم باید تأمین شود.
نکته قابل تأمل درباره جنس کار کردن در این گروه این است که شاید شما با گروه همراه میشوید تا بچهها را شاد کنید؛ اما به مرور زمان این حس تغییر میکند. حالا دیگر من و بسیاری از اعضای گروه با گروه همراه میشویم تا حالمان خوب شود. خیلی از جمعهها ما حوصله نداریم؛ اما در نمایش حاضر میشویم و از خود بچهها هم انرژی میگیریم. کار کردن با بچهها سخت است.
هر کدام از بچهها ویژگیهای خاص خود را دارند. بچهای درونگراست و یک بچه دیگر هم برونگراست. ارتباط برقرار کردن با هر کدام از اینها روش خاص خود را دارد. حال اگر این بچه بیمار هم باشد، شرایط روحی متفاوتی هم خواهد داشت و همین هم شیوه ارتباطی خودش را میطلبد.
قبل از شروع کار و همراهی با گروه، ما آموزش دیدهایم و روانشناسان با ما درباره ارتباطگیری با کودکان گفتهاند. شرایط در هر روز اجرا متفاوت است. یک روز ممکن است ما اجرای خوبی داشته باشیم و یک روز هم یک اجرای بد.
برای همه اینها باید آماده باشیم. من در این مدت خاطرات خوب و بد زیادی از اجراها دارم. یک خاطره اما هیچوقت از ذهنم بیرون نمیرود. در یکی از اجراهایمان میخواستیم وارد اتاقی شویم، یکی از پرستاران قبل از ورود به اتاق به ما گفت که امروز تولد این بچه است و این هم ممکن است آخرین تولدش باشد.
این برای ما خیلی سخت بود؛ اما روحیه خود را حفظ کردیم و وارد اتاق که شدیم، دیدیم هم پدرومادر بچه و هم خودش در حال گریه هستند. ما از جان و دل مایه گذاشتیم تا او بخندد. موفق هم شدیم و با نمایشمان کاری کردیم که او در روز تولدش خوشحال باشد. در روز تولد که آخرین تولدش هم بود.
زهرا اصلانی
عضو گروه تئاتر مفید