حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
به نوشته امپایر آنلاین، گلس سه شخصیت محوری دارد و آنها را وارد یک موش و گربه بازی مرموز و جذاب میکند. بروس ویلیس، بازیگر محبوب شامالان، در کنار ساموئل ال جکسن و جیمز مک آوی در نقش این سه شخصیت ظاهر شدهاند. تماشاگران سینما که فیلمهای قبلی شامالان را دیدهاند، با این سه شخصیت آشنایی دارند. آنها دیوید دان (ویلیس) و مستر گلس (جکسن) را قبلا در نشکستنی دیدهاند. دان قهرمان داستان، مردی است که توانایی دیدن اتفاقات پیش رو را دارد. در مقابل او، شخصیت مستر گلس قرار دارد. اونیروی شیطانی داستان است که نبوغ زیاد و روحی لطیف و شکننده دارد. شخصیت کوین وندل کرامب (مک آوی) هم از شکاف، به درون داستان گلس راه پیدا کرده است. کرامب همان مرد جوانی است که در آن واحد، در خودش شخصیتهای متعددی دارد و در قالب آدمهای متفاوتی ظاهر میشود.
سوال جذاب منتقدان
برای منتقدان این نکته جذاب و پرسیدنی است که این شخصیتهای متفاوت چگونه در دل داستان گلس جای میگیرند و چه ماجراجوییهایی را تجربه میکنند. کوین وندل کرامب در یک آسایشگاه روانی بستری و تحت نظر دکتر الی استپل (سارا پالسون) قرار دارد.
تخصص این دکتر، تدریس به افرادی است که باور دارند ابرقهرمان هستند و میتوانند کارهایی مافوق تصور انجام دهند. در چنین حال و هوایی، دیوید دان باید با شیطان درون کوین رودررو شود. معلوم است تواناییهای مستر گلس میتواند در این ارتباط راهگشا باشد.
فیلمنامه عجیب و غریب
گلس برای 18 ژانویه (29 دی) روی پرده سینماهای آمریکای شمالی میرود. دوکمپانی یونیورسال و والت دیزنی برای تولید فیلم، هزینهای 20 میلیون دلاری صرف کرده اند. فیلمنامه عجیب و غریب فیلم هم مثل همیشه، دستپخت خود شامالان است. با آنکه از گلس بهعنوان فیلمی ابرقهرمانانه اسم برده میشود، اما هیچ شباهتی به فیلمهای ژانر ابرقهرمانانه کمیک استریپی این روزهای دنیای سینما ندارد.
این در حالی است که شامالان تاکید دارد او بهتر از فیلمهای این ژانر، دنیای ابرقهرمانها را به تصویر کشیده است. سیزدهمین ساخته سینمایی این فیلمساز غیرمتعارف، بیشتر شبیه کارهای ژانر ترس و دلهره است تا ژانر ابرقهرمانانه یا علمی تخیلی.
شامالان گلس را قسمت سوم یک تریلوژی میداند که از سال 2000 و با نشکستنی آغاز شد. شکاف بخش دوم این سه گانه و گلس پایان بخش آن است. به این ترتیب، 19 سال طول کشید تا فیلمساز بتواند سه گانه مورد علاقه خود را تهیه و اکران عمومی کند.
سهگانه دلخواه
شامالان گفته است: «فکر نمیکردم بتوانم این سه گانه را آنطور که میخواستم کارگردانی کنم. دو قسمت قبلی در دو شرکت متفاوت یونیورسال و والت دیزنی تولید شد. هر یک از آنها داستان و شخصیتهای متفاوت و مستقلی داشتند. اما این دو داستان و شخصیتهای آنان، در قسمت سوم در هم گره خورده و کنار هم قرار میگرفتند.
مطمئن نبودم بتوانم نظر مساعد تهیه کنندگان آن دو فیلم را برای کار در یک فیلم مشترک جلب کنم. اما بعد از صحبت با مدیران یونیورسال و والت دیزنی، متوجه شدم آنها از یک همکاری مشترک استقبال میکنند. این نکته، راه را برای تولید گلس باز و هموار کرد.»
نسخه کمیک استریپی؟
بعید به نظر میرسد بتوان ارتباطی بین ساخته تازه شامالان و درام انتقادی ـ اجتماعی کلاسیک «دیوانهای از قفس پرید» (1975) میلوش فورمن پیدا کرد. این دو فیلم تحت هیچ عنوانی در یک رده قرار نمیگیرند. اما شامالان روایت دیگری ارائه میکند.
او در گفتوگو با امپایرآنلاین میگوید:« اگر من نسخه کمیک استریپی دیوانهای از قفس پرید را با گلس ارائه داده باشم، چه میگوئید؟! فکر کنم بینندگان هم شباهتهایی بین این دو پیدا کنند. » با وجود این، شامالان توضیح بیشتری درباره این شباهتهای احتمالی نمیدهد. از قرار معلوم، تماشاگران کنجکاو مثل مسابقههای بیست سوالی خودشان باید این شباهتها را کشف کنند.
اشاره شامالان به فیلمی است که جک نیکلسون در آن در قالب مرد جوانی ظاهر شد، که ناخواسته سر از یک آسایشگاه روانی در آورده و در آنجا با مدیر سخت گیر آسایشگاه درگیر می شود. او که در ابتدای ورود به این مرکز از سلامت عقل برخوردار است، در پایان داستان تبدیل به موجودی روانی می شود.
کیکاووس زیاری
جامجم
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....