حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
نجات ایلیوشین سوری با خلبانهای ایرانی
در دسترسترین محصول فرهنگی مرتبط با این فضا که مربوط به سالهای اخیر است و چندان هم رنگ زمان روی آن ننشسته فیلم سینمایی «به وقت شام» ساخته ابراهیم حاتمیکیاست. فیلمی که در جشنواره سال گذشته فیلم فجر هم توانست نظر بسیاری از مخاطبان و منتقدان را به خود جلب کند و روایتی جذاب و سینمایی از حضور نظامی ایران در سوریه و عراق برای مبارزه با تروریستها ارائه کند. ساخت چنین پروژههایی در این حد به شدت نیازمند همکاری بخشهایی است که امکاناتی از این دست را در اختیار دارند. بماند که اگر امکانات هم فراهم باشد، ساخت چنین فیلمهایی کار هر کسی نیست و همت و انگیزه مضاعفی میطلبد. حاتمیکیا جایی در تشریح دشواریهای مختلفی که برای ساخت «به وقت شام» داشته گفته بود یکی از مشکلات ما این بود که در داخل کشور جایی نداشتیم که هواپیمایی به این عظمت را داخل آن قرار دهیم و تصویربرداری کنیم.
تحریف اچ3 به نفع ملاحظات بینالمللی
«حمله به اچ3» را میتوان یکی از بزرگترین پروژههای سینمایی دانست که موضوع «پرواز» را دستمایه تولید یک اثر فرهنگی و سینمایی قرار داده است. این فیلم 24 سال قبل به کارگردانی شهریار بحرانی ساخته شد. عظمت پروژه به حدی بود که اگر شهید سرلشکر منصور ستاری فرمانده وقت نیروی هوایی پای کار حمایت از آن نیامده بود این پروژه سینمایی در حد یک اسم در تاریخ جنگ باقی میماند. فیلم یک روایت واقعی از یکی از عملیاتهای نیروی هوایی ارتش را در سال 1360 بازگو میکرد که طی آن هشت فروند جنگنده ایرانی با تیکآف از پایگاه هوایی همدان، راهی پایگاههای سهگانه اچ3 در غرب عراق، نزدیک مرز اردن میشدند.
محیرالعقول بودن عملیات و دور از دسترس بودن این پایگاهها از چنگ جنگندههای ایرانی به اندازهای بود که مسؤولان عراقی در ابتدا تصور میکردند حمله توسط هواپیماهای اسرائیلی انجام شده است. نکته جالب توجه آنکه هرچند روایت این فیلم یک روایت واقعی و متعهد به تاریخ اعلام شده بود ولی با این حال به دلیل حساسیتهای بینالمللی در زمان ساخت و نمایش آن، بخشهایی از فیلم چیز دیگری را به تصویر کشیدند که در واقعیت ماجرا آنگونه نبود. حقیقت آن بود که یک فروند از هشت جنگنده ایرانی که بهدلیل پرواز در ارتفاع پایین، ترکش بمب پرتاب شده توسط خودش به بدنه هواپیما صدمه زده بود، در نهایت بهدلیل مشکل فنی مجبور به فرود اضطراری در یک باند متروک در خاک سوریه میشود. موضوعی که در فیلم بهگونه دیگری نمایش داده شد و کارگردان آن را فرود اضطراری در یک جاده آسفالته در غرب ایران به تصویر کشید.
وقتی پلنگ خواب است
احتمالا خیلیها سریال «سیمرغ» را دیده باشند. یکی از معدود محصولات تصویری که با هدف به تصویر کشیدن زحمات و تلاشهای کادر پروازی خلبانان بالگرد ساخته شده و زندگی شهیدان شیرودی و کشوری را به تصویر کشیده است. «وقتی پلنگ خواب است» را از این حیث میتوان شبیه سیمرغ دانست. این عنوان یک کتاب است که خاطرات یک خلبان بالگرد هوانیروز ارتش را در دوران جنگ به رشته تحریر درآورده است؛ سرهنگ خلبان حسین وکیلی که از خلبانان پایگاه هوانیروز اصفهان محسوب میشود و پروازهای عملیاتی زیادی را هم در طول سالهای جنگ انجام داده است. یک خاطرهنگار به نام حجت شاهمحمدی رفته سراغش خاطرات جناب سرهنگ را مکتوب کرده. حالا خاطرات جناب سرهنگ تحت عنوان کتاب «وقتی پلنگ خواب است» را انتشارات سوره مهر منتشر کرده و در دسترس است. خواندنش خالی از لطف نیست.
محمدصادق علیزاده
فرهنگ و هنر
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....