هجوم حامیان تروریست‌ها به بازار سوریه و غفلت ایران

ما کاشتیم دیگران خوردند

هشت سال مدت مناسبی برای ایجاد تغییر در جامعه است. حال چه رسد به این که این هشت سال در جنگ سپری شود ؛ جنگی که در آن دوست و دشمن از یکدیگر قابل تشخیص نباشند. مردم کشور سوریه طی هشت سال گذشته به قدری سختی جنگ را چشیده اند که دیگر قدرت تصمیم‌گیری خود برای تشخیص این که چه کسی این جنگ را به آنان تحمیل کرده است ، نداشتند. حالا با فروکش کردن شعله‌های جنگ و سیطره دولت سوریه بر دوردست‌ترین مناطق خاک این کشور و نابودی داعش، مردم سوریه کمی مجال تشخیص پیدا کرده اند ولی به نظر برخی کارشناسان سوری همچنان جای یک هم پیمان قوی در این کشور خالی است؛ هم پیمانی که نه تنها در موضوع نظامی ، بلکه بتواند دولت این کشور را در برخورد با 20 میلیون جمعیت سوریه با تمام تفاوت‌های مذهبی و قومیتی آن یاری کند.
کد خبر: ۱۱۸۴۰۷۱

اوضاع سوریه حالا از یک کشور درگیر جنگ به کشوری آماده برای بازسازی و رشد اقتصادی تغییر پیدا کرده است. با روی کار آمدن رئیس جمهور فعلی سوریه در سال 2000 میلادی، دمشق سیاست درهای باز اقتصادی را پیش گرفت و این کشور تا سال 2011 به یکی از موفق ترین کشورها در جذب سرمایه گذاری خارجی به خصوص سرمایه کشورهای عربی حوزه خلیج فارس تبدیل شد.
تمام حاکمان و امیران این کشورها در دمشق و حومه آن قصرها و تفرجگاه‌های بی شماری را برای خود بنا کرده بودند ولی با شروع جنگ و حمایت اعراب از تروریست ها در سوریه ، املاک آنان به نفع مردم سوریه مصادره شد. بخش خصوصی سوریه نیز یکی از قوی ترین بازوی‌های اقتصادی این کشور است تا جایی که بسیاری از تجار مطرح سوریه - که در کشورهای اروپایی و آمریکایی دارای تابعیت بودند - در مدت جنگ به عنوان ریه‌های اقتصادی سوریه ، بسیاری از احتیاجات این کشور در مواد اولیه و امور مالی را پوشش دادند و حتی سرمایه بسیاری از آنان به دلیل تحریم‌های آمریکا علیه سوریه در کشورهای مختلف مصادره شد.
حالا کم کم سوریه در تلاش است تا اقتصاد خود را با محوریت تولید ملی تقویت کند و در این مسیر بخش خصوصی سوریه که پیش از این تمام روابطشان با اروپا، آمریکا و کشورهای عربی بوده و طی توافق­‌نامه اتحادیه عرب هیچ گمرکی به تولیدات آنان تعلق نمی گرفت، باید بین چند انتخاب اقتصادی تصمیم بگیرد. مجله اکونومیست دو ماه گذشته با انتشار نموداری درباره رشد اقتصادی کشورهای جهان، رشد اقتصادی سوریه را طی ده سال آینده حتی از رشد اقتصادی چین نیز بیشتر پیش بینی کرده است.
اما در دوران سختی که سوریه در جنگ با داعش دست و پنجه نرم می‌کرد تنها سه کشور را در کنار خود داشت؛ روسیه، چین و ایران. نقش این سه کشور در سوریه با یکدیگر تفاوت بسیاری داشت. چین تنها حمایت سیاسی را در دستور کار داشت و در جلسات شورای امنیت در حمایت از دمشق، طرح‌های ضد سوری را وتو می‌کرد. روسیه اما در حوزه نظامی نیز با سوریه همکاری می‌کرد ولی سابقه این همکاری بیش از چهارسال نیست. روسیه تنها در حوزه جنگ الکترونیک و نبرد هوایی به دولت سوریه کمک کرد و هدف از این همکاری برای همگان واضح بود؛ روسیه نمی خواست حضور خود در دریای مدیترانه و پایگاه نظامی طرطوس و همچنین پایگاه هوایی حمیمیم در لاذقیه را از دست بدهد. اما ایران، تنها کشوری که نه تنها از ابتدای جنگ سوریه از دولت این کشور حمایت کرد بلکه در حوزه نظامی، اقتصادی، امنیتی خصوصا در حوزه مدیریت جبهه‌های جنگ تنها کشوری بود که سوریه را کمک کرد. روزگاری در سوریه حرف از یکی شدن خون شهدای ایرانی و سوری بود و همه به روح حافظ اسد فاتحه می‌فرستادند و می‌گفتند وی در یکی از مصاحبه‌های خارجی خود در زمان جنگ عراق علیه ایران گفته بود «من از ایران حمایت کردم و روزی خواهد رسید که تمام کشورهای عربی علیه سوریه توطئه می‌کنند و تنها ایران است که از ما حمایت خواهد کرد.» ایران را به گواه همه کارشناسان سیاسی می‌توان بهترین یار سوریه در شرایط سخت نامید؛ اما با اتمام جنگ سوریه گویا اخبار جدیدی در رابطه با ترمیم دشمنان سابق سوریه با این کشور به گوش می‌رسد و به نظر می‌رسد نقش ایران در بازسازی و رشد سوریه کمتر از هم پیمانانش باشد. کشورهای غربی و متحدان عربی آنان که روزی تنها راه محاصره ایران را تغییر دولت سوریه می‌دانستند امروز از باب دوستی با دولت دمشق وارد شده اند. بازگشایی یک به یک سفارتخانه‌های کشورهای عربی در دمشق که روزی به صورت آشکار از تروریست‌های جیش الاسلام، جبهه آزادی شام، جند الشام و هزار و یک گروه بزرگ و کوچک دیگر حمایت مالی کرده و حتی رسانه‌های خود را برای انتشار اخبار در اختیار آنان گذاشته بودند حالا باعث نگرانی است. امارات و بحرین که بعد از اردن سفارتخانه‌های خود را در سوریه بازگشایی کردند، هدف خود از بازگشت به سوریه را تلاش برای مقابله با نفوذ ایران عنوان می‌کنند و در مقابل شاهد هیچ واکنشی از سوی دولت سوریه نیستیم. دولتی که تا همین دو سال پیش با تمام قدرت برای سپردن امور اقتصادی سوریه به ایران تلاش می‌کرد و با درهای بسته ایران و بی محلی مسئولان ما روبه رو می‌شد، حالا گزینه‌های بهتری برای رشد یافته است. بسیاری از شرکت‌های ایرانی و حتی ادارات دولتی، سوریه را به عنوان یک چاله فضایی می‌دیدند که سرمایه گذاری در آن با ورشکستگی برابر است. ولی در مقابل امروز شاهد پر شدن بازارهای سوریه از محصولات ترکی و مواد اولیه عربستانی که از طریق مرزهای اردن به این کشور سرازیر شده اند هستیم. حالا کشورهایی که روزی علیه سوریه می‌جنگیدند اکنون حتی برای ارائه کالا و خدمات به این کشور پول هم طلب نمی کنند.
کارخانه‌های ایرانی حتی برای بازاریابی در سوریه هم تلاشی نمی کنند. زمانی که یک تاجر سوری که پیش از جنگ نمایندگی چند برند مطرح لوازم خانگی در سوریه را داشت، برای خرید محصولات ایرانی به تهران سفر کرد، هیچ یک از کارخانه ها با وی همکاری نکردند و آشکارا می‌گفتند بازار سوریه در حال حاضر برایشان جذاب نیست.
به نظر می‌رسد سوریه برای ایران قرار است در زمینه اقتصادی، تجربه یک عراق جدید باشد. کشوری که خاکش با حمایت‌های ایران آزاد می‌شود ولی اقتصاد آن را کشورهایی مانند ترکیه و عربستان قبضه می‌کنند و ما همچنان در خواب آن هستیم که بتوانیم با اروپا تعامل اقتصادی داشته باشیم در صورتی که اروپایی ها با تأسیس شرکت‌های پوششی در لبنان، در حال گسترش نفوذ اقتصادی خود در سوریه هستند.
باید دید در آینده سهم ایران از بازار پرسود اقتصادی در سوریه چقدر است. آیا سوریه و بازار بکر آن قربانی نگاه سیاسی حامیان غرب می‌شود و به بهانه بستن با «اصل کاری ها» از این بازار ناب چشم می‌پوشیم؟

حسن پاکزاد

روزنامه نگار

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها