گفت‌وگو با ناصر هاشمی بازیگر سینما و تلویزیون

گاهی از خشونت شهر به طبیعت پناه ببریم

وقتی به او تلفن می‌کنم به دامن طبیعت پناه برده، رفته پارک آب و آتش که بخشی از آن به پل طبیعت می‌رسد، رفته تا کمی حالش خوب شود، اما آنجا هم دیگر آن سکوت سابق را ندارد. صدای شهر به این پارک هم می‌رسد، بوق و دود و... با همه اینها هنوز هم بر این باور است که طبیعت پناهگاه خوبی است برای خوب شدن حال و احوالات آدمی. ناصر هاشمی را سال‌هاست در تئاتر، تلویزیون و سینما می‌بینیم. دو سال قبل با فیلم « برادرم خسرو» و بازی درخشان‌اش عموم مردم و منتقدان را به تحسین واداشت اما این به اصطلاح گل کردن این نقش باعث نشد وسوسه شود به دام کلیشه بیفتد. آن‌طور که خودش می‌گوید بعد از فیلم برادرم خسرو پیشنهادهای زیادی داشته برای بازی در نقشی مشابه و ترجیح داده کم‌کار باشد اما نقش مشابه بازی نکند. با ناصر هاشمی که ذاتا آدم مهربانی است همصحبت شدم، درباره زندگی در روزگار فعلی و این روزها که گاهی مهربان است و گاهی نیست.
کد خبر: ۱۱۸۱۸۷۸

با این سوال شروع کنم، فارغ از اتفاقات پیرامون برای حال خوب خودتان چه می‌کنید؟
(می‌خندد ) قرار است از حال خوب حرف بزنیم ! به همه چیزهایی پناه می‌برم که حالم را خوب می‌کند، مثل طبیعت، طبیعت مرا از خشونت شهر، بی‌احترامی‌ها، رفتار طلبکارانه بعضی‌ها و ... دور می‌کند. دوست دارم صبح که چشم باز می‌کنم، چیزهایی را نبینم که از همان اول روز سرخورده شوم، این‌ حال بد‌کن‌ها الزاما بزرگ و پیچیده‌ نیستند، مثلا برای خرید وارد مغازه‌ای می‌شوی،‌ رفتار فروشنده جوری است، انگار به او بدهکاری! ‌حالا ما بازیگر هستیم و چهره‌ایم و خیلی‌ها با ما رفتار خوبی دارند و لبخندی به ما تحویل می‌دهند اما دیده‌ام با عموم مردم چقدر رفتارهای خشونت‌آموزی دارند؛ حتی کلامی و با لحن. انگار یک جورایی خشونت را به‌هم تقدیم می‌کنیم. شرایط نابسامان اقتصادی که مسؤولیتش زیاد هم با ما نیست، حالمان را بد کرده و داریم در خشونت دست و پا می‌زنیم.

گفتید که خشونت را به سمت یکدیگر هُل می‌دهیم بدون این‌که آن را مدیریت کرده و به این فکر کنیم که می‌توانیم صبورتر و مهربان‌تر باشیم...
حرف شما درست !‌ اما زمانی می‌توان شرایط را مدیریت کرد که از حد تحمل ما بزرگتر نباشد.مثال عینی‌‌اش قیمت‌هاست که روز به روز افزایش پیدا می‌کند و این یعنی توهین و فشار مضاعف. هر آدمی خانواده‌ای دارد که باید از آن محافظت کند اما در این شرایط همه اعضای خانواده وارد شرایط ناخواسته‌ای می‌شوند که از حد کنترل خارج است.رفتارهای شخصی ما دست خودمان است؛‌ به هر کجا که وارد می‌شوم اول سلام و احوالپرسی کرده و تلاش می‌کنم فضا سنگین نباشد، بدخلق و طلبکار وارد جایی نمی‌شوم که مردم را به واکنش وادار کنم، اما کنترل شرایط و حال دیگران دست من نیست و بعد از مدتی اگر حال فضا و آدم‌های آن موقعیت خوب نباشد من هم از آن شرایط متاثر می‌شوم.

یعنی معتقدید نابسامانی‌های اقتصادی روی تحمل و رفتار ما تاثیر گذاشته و می‌گذارد؟
بله! چیزی که بیشتر اذیتمان می‌کند، عدم پاسخگویی است، کسی جوابگوی شرایط پیش آمده نیست، به نظر می‌رسد برای برون رفت ازاین شرایط برنامه‌‌ای وجود ندارد. ما سوال داریم درباره شرایط اجتماعی و اقتصادی اما کسی جوابمان را نمی‌دهد. طبیعی است که هر ملتی در موقعیت‌‌هایی دچار نابسامانی‌ها و مشکلاتی شود،‌ مگر خود ما هشت سال جنگ را پشت سر نگذاشتیم و همه شرایط را تحمل نکردیم. بله‌! ما همه سختی‌ها را تحمل می‌کنیم به شرط این‌که بین مردم و مسؤولان فاصله‌ای نباشد. الان فاصله زیاد است ...

معلوم است، گرانی‌ها شما را هم مثل بقیه مردم کلافه کرده ...
ما هم جزو مردم هستیم، حالا شغلمان بازیگری است. واقعا شرایط نگران‌کننده است؛ ‌احتکارهایی که می‌شود و بنیه اقتصادی را ضعیف می‌کند. واقعا برخی از مردم در خانه خودشان، انبارهایی دارند که ماکت کوچکی از احتکار است! چرا باید نگرانی درباره آینده آنقدر زیاد باشد که مردم خوراکی در خانه انبار کنند...

حالا برای فاصله گرفتن از این فضا این را یادآوری کنم که شما یکی از آدم‌های خوش‌شانس هستید چون در خانواده‌ فرهنگی متولد و بزرگ شده‌اید و برادر بزرگ شما بازیگر فرهیخته‌ای به نام مهدی هاشمی است.
بله خوش‌شانس هستم در کشوری به نام ایران به دنیا آمده‌ام که یکی از زیباترین کشورهای دنیا از لحاظ طبیعت است اما چرا به این بدشانسی دچار شده‌ایم که برای خواسته‌هایمان باید فراتر از توانایی‌هایمان تلاش کنیم و به‌سختی به آنچه دوست داریم، برسیم یا اصلا نرسیم! این‌که در خانواده خوبی متولد شدم، بله شانس است چون می‌توانست تولدم در یک خانواده نه چندان خوب اتفاق بیفتد.

شکرگزار هستید؟ به این معنی که حتی در شرایط سخت، خوبی‌ها را پیدا کنید و بابت آنها هر چند کوچک خدا را شکر کنید؟
همیشه به داشته‌هایم فکر می‌کنم،‌این‌که سالم هستم، کاری دارم که دوستش دارم و به واسطه آن مردم هم مرا دوست دارند، خانواده‌‌ای که دارم، طبیعتی که هنوز داریمش و....برای اینها همیشه شاکرم.اگر مشکلی پیش می‌آید تمام تمرکزم را می‌گذارم روی حل آن.مشکلات باعث نمی‌شود فرصت زندگی را از دست بدهم.

با همه سختی‌هایی که هست و همه ما می‌دانیم و با آنها مواجه هستیم به نظرتان چگونه می‌شود از خودمان مراقبت کنیم و به اصطلاح سوهان روی اعصاب و روان خودمان نکشیم؟
فرصت زندگی یک‌بار به ما داده می‌شود؛‌اگر از نظر روحی و جسمی سالم هستیم و می‌توانیم گلیم خودمان را از آب بیرون بکشیم، خدا را شکر کنیم و دست از مبارزه برنداریم. زندگی ساده نیست و مدام باید آماده روبه رو شدن با مشکلات بود.من نمی‌گذارم یاس و ناامیدی مدت زیادی در ذهن و بدنم جاخوش کند، حتی اگر شرایط خیلی دشوار هم باشد کارهای روزانه و شخصی‌ام از جمله ورزش، مطالعه، نوشتن و پیاده‌روی را به صورت منظم انجام می‌‌دهم.اگر کار بازیگری نداشته باشم، خودم را کاملا آماده نگه می‌دارم تا وقتی نقشی پیشنهاد شد بتوانم به بهترین شکل آن را بازی کنم.خودم را به دامان افسردگی، تغذیه بد،‌ خمودگی، اعتیاد و... نمی‌اندازم که ضعیفم کند. اتفاقا وقتی مشکلی هست باید قوی با آن روبه‌رو شویم و گرنه در شرایط عادی که همه چیز طبق روال خودش پیش می‌رود.

طاهره آشیانی
روزنامه‌نگار

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها