پایان تلخ سناریوی سرقت از خانه مادرزن

داماد جوان برای سرقت از خانه مادرزنش دو سارق اجیر کرد که دزدان بعد از سرقت پول و طلا، سرش کلاه گذاشته و با اموال دزدی فرار کردند. متهم وقتی نتوانست ارثیه همسرش را بگیرد، این سناریو را طراحی کرد.
کد خبر: ۱۱۸۱۲۴۱

به گزارش جام‌جم، روزهای پایانی هفته گذشته زن میانسالی با حضور در شعبه هشتم بازپرسی دادسرای ناحیه 34 تهران از دو مرد به اتهام بستن دست و پایش با طناب و سرقت پول و طلاهایش به ارزش صد میلیون تومان شکایت کرد. با تشکیل پرونده قضایی، تحقیقات ماموران پایگاه پنجم پلیس آگاهی تهران برای رازگشایی از این پرونده و دستگیری سارقان آغاز شد.
زن میانسال به افسر تحقیق گفت: ظهر در خانه تنها بودم که زنگ در به صدا در‌آمد‌. زمانی که آیفون را برداشتم مردی مدعی شد که برخی از اموال دخترم در پارکینگ جا مانده و آمده تا آن را بردارد و نزد دامادمان ببرد. در را باز کردم. دقایقی بعد در ورودی آپارتمان باز شد و دو مرد در حالی که چاقو به دست داشتند، وارد شدند. با دیدن این دو نفر تعجب کردم و خواستم از خانه‌ام بیرون بروند که آنها مرا با تهدید چاقو به یکی از اتاق‌ها بردند. از کیفی که همراه داشتند طناب و پارچه بیرون آوردند‌. به‌شدت کتکم زدند و دستان و پاهایم را با طناب و پارچه بستند و وسایل خانه را به‌هم ریختند. بعد از ساعتی به‌سختی پارچه و طناب‌ها را بازکردم و نجات یافتم‌. طلاهایم که در گاوصندوق بود و صد میلیون تومان ارزش داشت همراه چند میلیون تومان پول و چند وسیله قیمتی سرقت شده بود و از سارقان خبری نبود‌. همان موقع تلفنی با دخترم حرف زدم که متوجه شدم او کسی را به خانه‌ام نفرستاده است.
با بررسی دوربین‌های مداربسته اطراف محل سرقت، چهره سارقان شناسایی شد. آنها با یک دستگاه پراید سرقت را انجام داده بودند.
ماموران با استعلام شماره پلاک خودروی سارقان نشانی خانه مالک آن را یافتند. دو روز پیش با ورود به خانه این مرد، وی بازداشت شد‌. او در بازجویی پلیسی اظهارات ضد و نقیضی را مطرح کرد و مدعی بود که اشتباه شده و او در این سرقت نقشی نداشته است.
متهم در مواجهه حضوری با شاکی قرار گرفت که زن میانسال گفت: این مرد دامادم است‌. با مشخص شدن این موضوع، مرد جوان بازجویی شد و به طراحی این سرقت اعتراف کرد.
متهم جوان به افسر تحقیق گفت: بیکار شده بودم و کار درستی نداشتم. از سویی پدرزنم هم فوت کرده و از همسرم مدام می‌خواستم که از مادرش ارثیه‌اش را بگیرد، اما او حاضر نمی‌شد در این باره با مادرش حرف بزند. چند بار از مادرزنم خواستم ارث همسرم را بدهد که او می‌گفت در خانه موروثی زندگی می‌کند و بعد از فوت وی این خانه به‌فروش می‌رسد و میان وارثان تقسیم می‌شود‌.
تصمیم گرفتم اموال مادرزنم را سرقت کنم. با دو نفراز همشهری هایم حرف زدم و قرار شد آنها با ورود به خانه مادرزنم و بستن دست و پای او، پول، اموال قیمتی و صد میلیون تومان طلایش را سرقت کنند وبعد آن اموال را تحویلم دهند و در قبال این کار هر کدام پنج میلیون تومان بگیرند. آنها با سوار شدن به خودرویم به خانه مادرزنم رفتند و طبق نقشه سرقت را انجام دادند، اما روز بعد که قرار بود اموال و طلاها را بیاورند دیگر خبری از آنها نشد‌. دو سارق اجیرشده سرم کلاه گذاشتند و متواری شدند.
با اعتراف‌های این مرد، دو همدستش تحت تعقیب پلیس قرار گرفتند.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها