بخش عمده فعالان و بخصوص آنها که پشت صحنهاند خیلی که هنر کنند نظیر یک کارمند اداری دخل و خرج کنند و مابقی هم گرفتارتر از آن هستند که فکرش را کنید.
در صنف خودمان که صدابرداری است متخصصان پیشکسوت و باسابقه کاملا مانند مردم عادی روزگار میگذرانند. کاری ندارم به اینکه بعضی از تهیهکنندگان یا بعضی از کارگردانها که میتوانند از رانت استفاده کنند
حسابی میخورند و لذت میبرند ولی بقیه عوامل از جمله عوامل صدابردار و صداگذار آثار تحت فشار مالی هستند و در اوضاع بغرنج اقتصادی که کار کم میشود زندگیشان نمیچرخد یا به سختی میچرخد.
در شرایط سخت فقط باید قناعت کرد و قناعت و قناعت. در شرایط اقتصادی بهینه اگر فصلی یک پروژه پیش رو باشد حالمان خوب است ولی در اوضاع خراب اگر سالی یک پروژه هم پیشنهاد شود باید کلاه را بالا انداخت. گرانی دلار، ابزار تولید را هم گران کرده و در این شرایط تهیهکنندگان سعی میکنند از دستمزدها بزنند برای آن که از ابزار کم نزنند. برای عوامل هم چارهای نمیماند جز آن که بسازند و به حداقلها بسنده کنند بلکه روزگار بگذرد.
صدابرداری و متعاقب آن صداگذاری از جمله حیطههایی است که به لحاظ تکنیکی جایگاهی مهم در تولیدات را بازی میکند ولی به لحاظ دستمزد چنان که باید تعریفی ندارد. ما صدابردارانی در ایران داریم که کارشان پهلو میزند به کار صدابرداران مطرح جهان و واقعا جا دارد که بیش از اینها به آنها بها داد.
به هر حال پشت صحنه است که کیفیت یک محصول را متعالی میکند؛ آیا امکان دارد محصولی بدون صدای غنی مورد توجه قرار گیرد؟ قطعا خیر! تصویر بد را میتوان در تدوین برید و کنار گذاشت ولی صدای مزاحم در پلانی کلیدی را هیچ جور نمیشود اصلاح کرد. پس باید بیش از اینها هوای متخصصان صدا را داشت.
محمود سماکباشی
صدابردار