شما چه مدت به آدمهای غریبه نگاه می کنید؛ هرچند وقت یک بار از خیابان خلوت عبور می کنید؛ از خیابان شلوغ چطور؛ وقتی سوار آسانسوری پر از آدم غریبه می شوید، چشمان شما به کجا نگاه می کند؛ می بینید که ما حتی در حریم تقسیم شده عمومی نیز فضا و حریم شخصی داریم ، بسیاری از قوانین فضاهای تقسیم شده عمومی تنها به دلیل این که مورد تجاوز حریم خصوصی شخصی دیگری قرار نگیرد طراحی شده اند. سطح دیگری از حریمهای تقسیم شده ، محل کار است. مردم سر کار می روند تا چیزهایی را دریافت کنند که در حریم شخصی خود امکان دریافتش را ندارند، به طور مسلم طبیعت حرفه ای کار، موقعیت و تیپ مدیریت تاثیر بسزایی در فرهنگ محیط کار و برآورده کردن نیازهای طرفین دارد تا جایی که هریک از آنها انتظار دارند ارتباطات یا تعاملات برای برآورده شدن نیازها مطابق استانداردهای رفتاری باشد که البته بیشتر این استانداردهای باارزش به مرور زمان توسعه یافته اند تا جایی که وقتی یک مشکل عادی شخصی در حریم تقسیم شده در قالب استانداردهای درست قرار گیرد، می تواند به شانسی بزرگ برای موفقیت منجر شود.
بنابراین برای دستیابی به احتیاجات بزرگمان باید استانداردهای اصولی تعامل را بپذیریم و آن را انتخاب کنیم ؛ زیرا با به کار بستن استانداردهای یاد شده می توان گروه منسجمی را در حریم تقسیم شده برای رفع احتیاجات شخصی تشکیل داد. برای تفهیم نقش حریمهای تقسیم شده در حریم شخصی بار دیگر مثال خانه را می آوریم. اتاق خواب اعضای خانواده ، فضای شخصی را تشکیل می دهد و بقیه خانه و دارایی های آن حریم تقسیم شده است. استانداردهایی که می تواند این حریم تقسیم شده را نگه دارد و از آن مواظبت کند، برای همه سود داشته باشد و احتیاجات همه را برطرف کند که تنها با مباحثه افرادی که در آن شرکت می کنند تعیین می شود. در آخر باید گفت: چگونه کسی می تواند به حریم شخصی خود خاتمه دهد در جایی که حریم تقسیم شده اش شروع می شود؛ براحتی در نسخه های کوچک حریم شخصی هم شما با کسان دیگری ارتباط دارید (حریم تقسیم شده) مادامی که شما و دیگران فضای شخصی خود را نمایش می دهید به دلیل ارتباط با یکدیگر حریم تقسیم شده را نیز نمایش می دهید.