با مسعود روشن پژوه؛ مجری با سابقه تلویزیون

مسابقه محله را با بازی‌های بومی ساختیـم

هنوز هم برای خیلی از بزرگسالان این روزگار که حالا صاحب همسر و فرزند هستند، شنیدن و دیدن «مسابقه محله» خاطره خوشایندی را با یک مجری پرانرژی، شاد و پر از شوق و انگیزه به‌وجود می‌آورد.
کد خبر: ۱۱۷۱۰۴۲

جملات به کار برده شده توسط روشن پژوه نظیر«کوچه به کوچه...دونه به دونه. ... گوشه به گوشه میام به محلههاتون» آغاز زنگ شروع مسابقه محله در بیش از دو دهه در محلات مختلف شهرهای ایران است. روشن پژوه 54 ساله هنوز کودک درونش قوی است و در سه دهه حضورش در تلویزیون مجری برنامهها و مسابقات زیادی بوده اما همچنان بیشتر مردم او را مسابقه محله میشناسند؛ مجری ای که از دوران جوانی در تئاتر فعالیت میکرده است. با او درباره اجرای مسابقات تلویزیونی و مسابقه محله گفتوگویی انجام دادهایم.

در زندگی عادی هم اینقدر خوش اخلاق، پر تحرک و بذلهگو هستید؟

خوش اخلاقی و بذلهگو بودنم ذاتی است. در خانه و بیرون و محیط کار همیشه یک اخلاق داشتهام و در تلویزیون هم همیشه تلاش کردهام خود واقعیم را نشان بدهم.

برخی مجریان با سابقه بازیگری اعتقاد دارند مجری هم در برنامهاش باید بازی کند. آیا شما هم به این مساله اعتقاد دارید؟

من چنین عقیدهای دارم. موقعی که در برنامهای حضور دارید باید بتوانید جلوی دوربین خوب بازی کنید تا مخاطب با شما همراه شود و دیدن برنامه یا مسابقه برایش جذابیت داشته باشد.

ایده اولیه شکلگیری مسابقه محله چگونه بهوجود آمد؟

ایده اصلی شکلگیری مسابقه محله متعلق به امیر سماواتی، تهیهکننده با سابقه سینما و تلویزیون بود. به اتفاق ایشان من در تست اجرای این برنامه قبول شدم و چون آن سالها تاکید اصلی سازمان روی مردمی و بیتکلف بودن برنامهها بود،دوربین مسابقه محله خیلی ساده و صمیمی رفت بین محلات مختلف و کودکان وارد آن مسابقه شدند. قبل از این برنامه در اغلب مسابقات بچهها خیلی مرتب و آرام در استودیوی ضبط مسابقات تلویزیونی حاضر میشدند و مسابقه ضبط میشد. مسابقه محله در زمینه مسابقات تلویزیونی آن دوران یک سر فصل جدید بود و هنوز هم بعد از گذشت 30 سال با قوت راهش را ادامه میدهد.

واکنش مردم در آن دوران در شروع پخش مسابقه محله چگونه بود؟

خیلی جالب است که پس از گذشت چند جمعه از پخش مسابقه محله از آنتن پخش، اغلب مردم تهران من را میشناختند و این اتفاق برایم خیلی خوشایند و مطبوع بود و بارها به من اظهار لطف میکردند. آن سالها با توجه به محدودیت رسانههای جمعی که مثل حالا گسترش پیدا نکرده بود اینکه کسی خودش را در تلویزیون ببیند خیلی برایش هیجانانگیز و باورنکردنی بود و هنوز هم تلویزیون بهعنوان یک جعبه جادو بین بچهها محبوب است. تلاش کردم در اجرای این مسابقه با کمترین امکانات مسابقات قشنگی را که خیلی هم رایج نیستند برگزار کنم.

بعدها مسابقه محله به شهرستانها هم رفت. چگونه این اتفاق رخ داد؟

حدود سال 80 گروه کودک با توجه به توان این برنامه برای منعکس کردن فرهنگ بومی کشور درزمینه کودک و نوجوان برنامه را به محلههای شهرستانهای مختلف برد. در آن سال مسیر ما از کردستان شروع شد و از آنجا به شهرهای زیادی رفتیم تا در نهایت به بندرعباس و سایر شهرهای جنوبی رسیدیم. در شهرستانها بچهها نوع دیگری زندگی میکنند و مثل بچههای تهران درگیر رفتن به کلاسهای متفرقه آموزشی و تربیتی نیستند. بچهها هنوز هم در شهرستانها فرصت بیشتری برای بازی و بیرون رفتن از خانه دارند. هنوز هم آنها کودکی به معنای واقعی دارند و درکوچه و پس کوچهها بازی میکنند. در سالهای بعد هم مسابقه محله از ایران خارج و در خارج از کشور اجرا شد و در یک دوره مسابقه محله را به کشورهای ترکیه و امارات بردیم، همچنین دو بخش در آلمان و یک بخش در سوئد داشتیم. در آن زمان شبکه جهانی جامجم که در اوج شکوفایی بود و مخاطبان زیادی داشت، مسابقه محله را پخش میکرد و بسیار هم مورد استقبال مردم
قرار گرفت.

تفاوت اجرای مسابقه در کوچه و خیابان باتوجه به وجود اتفاقات پیشبینی نشده در آن نسبت به اجرای بدون دردسر در پلاتو و استودیو چیست و چه چالشهایی دارد؟

سختیهایی وجود داشته و دارد. نکته قابل اشاره در این بحث نوع نگاه خانوادهها به بچهها در آن سالها بود و مثل حالا اینقدر حساس و ریزبین نبودند که بخواهند مدام بچه هاشان را رصد کنند. در این سالها بهواسطه تک فرزند شدن اغلب خانواده بچهها بشدت تحت نظر والدینشان هستند.

الان بچهها مثل سالهای قبل برای بازی به کوچه و خیابان هم نمیروند.

در آن دوران اغلب بازیهای بچهها در محله شان بود و آزادانه بازی میکردند و جالب است بر خلاف این دوران کمتر هم بیمار میشدند. البته آن دوران محلات خلوت بود و جای بازی برای بچهها وجود داشت؛ چیزی که در این دوره و زمانه وجود ندارد. به هر حال در پاسخ شما اجرای برنامه در محیط باز و خیابان چالشهای خاص خودش را دارد که گاهی هم جذاب است. بچههای آن دوران مثل حالا نازک نارنجی نبودند و از زمین خوردن نمیترسیدند.

چقدر به استفاده از بداهه در حین اجرای برنامه یا مسابقه اعتقاد دارید؟

به بداهه اعتقاد دارم و در این بحث فوت کوزهگری مخصوص خودم را دارم وچون همیشه بهدنبال بازیهای کودکانه جدید و کشفشان هستم برای بداهه ارزش خاصی قائل هستم. زمانی که برای اجرای مسابقه به محلهای میروید باید در یک مدت زمان تعیین شده که زیاد هم نیست برنامه را ضبط کنید و حدود 20 دقیقهاش موقعی که به تدوینگر و کارگردان تلویزیونی سپرده میشود بتواند ویژگیهای پخش را داشته باشد. نکته مهم این است که بچهها در حین مسابقه زود حوصله شان سر میرود و نمیشود مرتب مسابقه را قطع و دوباره تکرار کرد. با این رویه اجرای مسابقه هم جذابیت خودش را به واسطه تحلیل رفتن انرژی بچهها از دست میدهد. موقعی که دوربین روشن میشود اغلب اتفاقاتی که ناگهان رخ میدهد مثل پریدن ناگهانی بچهای وارد مسابقه یا آب خواستن شرکتکنندهای خللی در ضبط بهوجود نمیآورد و من بهطور مثال بداهه با چپ چپ نگاه کردن به بچه اوضاع را مدیریت میکنم!

با توجه به اقلیم هر منطقه و شهرستان برای اجرای مسابقه سراغ بازیهای بومی آنجا هم میروید؟

معمولا قبل از رفتن به هر شهری پرسوجویی میکنم که چه بازیهایی آنجا وجود دارد و اگر بازی مناسبی برای ضبط باشد حتما از آن استفاده میکنم.

در زندگی عادی هم اینقدر خوش اخلاق، پر تحرک و بذلهگو هستید؟

خوش اخلاقی و بذلهگو بودنم ذاتی است. در خانه و بیرون و محیط کار همیشه یک اخلاق داشتهام و در تلویزیون هم همیشه تلاش کردهام خود واقعیم را نشان بدهم.

برخی مجریان با سابقه بازیگری اعتقاد دارند مجری هم در برنامهاش باید بازی کند. آیا شما هم به این مساله اعتقاد دارید؟

من چنین عقیدهای دارم. موقعی که در برنامهای حضور دارید باید بتوانید جلوی دوربین خوب بازی کنید تا مخاطب با شما همراه شود و دیدن برنامه یا مسابقه برایش جذابیت داشته باشد.

ایده اولیه شکلگیری مسابقه محله چگونه بهوجود آمد؟

ایده اصلی شکلگیری مسابقه محله متعلق به امیر سماواتی، تهیهکننده با سابقه سینما و تلویزیون بود. به اتفاق ایشان من در تست اجرای این برنامه قبول شدم و چون آن سالها تاکید اصلی سازمان روی مردمی و بیتکلف بودن برنامهها بود،دوربین مسابقه محله خیلی ساده و صمیمی رفت بین محلات مختلف و کودکان وارد آن مسابقه شدند. قبل از این برنامه در اغلب مسابقات بچهها خیلی مرتب و آرام در استودیوی ضبط مسابقات تلویزیونی حاضر میشدند و مسابقه ضبط میشد. مسابقه محله در زمینه مسابقات تلویزیونی آن دوران یک سر فصل جدید بود و هنوز هم بعد از گذشت 30 سال با قوت راهش را ادامه میدهد.

واکنش مردم در آن دوران در شروع پخش مسابقه محله چگونه بود؟

خیلی جالب است که پس از گذشت چند جمعه از پخش مسابقه محله از آنتن پخش، اغلب مردم تهران من را میشناختند و این اتفاق برایم خیلی خوشایند و مطبوع بود و بارها به من اظهار لطف میکردند. آن سالها با توجه به محدودیت رسانههای جمعی که مثل حالا گسترش پیدا نکرده بود اینکه کسی خودش را در تلویزیون ببیند خیلی برایش هیجانانگیز و باورنکردنی بود و هنوز هم تلویزیون بهعنوان یک جعبه جادو بین بچهها محبوب است. تلاش کردم در اجرای این مسابقه با کمترین امکانات مسابقات قشنگی را که خیلی هم رایج نیستند برگزار کنم.

بعدها مسابقه محله به شهرستانها هم رفت. چگونه این اتفاق رخ داد؟

حدود سال 80 گروه کودک با توجه به توان این برنامه برای منعکس کردن فرهنگ بومی کشور درزمینه کودک و نوجوان برنامه را به محلههای شهرستانهای مختلف برد. در آن سال مسیر ما از کردستان شروع شد و از آنجا به شهرهای زیادی رفتیم تا در نهایت به بندرعباس و سایر شهرهای جنوبی رسیدیم. در شهرستانها بچهها نوع دیگری زندگی میکنند و مثل بچههای تهران درگیر رفتن به کلاسهای متفرقه آموزشی و تربیتی نیستند. بچهها هنوز هم در شهرستانها فرصت بیشتری برای بازی و بیرون رفتن از خانه دارند. هنوز هم آنها کودکی به معنای واقعی دارند و درکوچه و پس کوچهها بازی میکنند. در سالهای بعد هم مسابقه محله از ایران خارج و در خارج از کشور اجرا شد و در یک دوره مسابقه محله را به کشورهای ترکیه و امارات بردیم، همچنین دو بخش در آلمان و یک بخش در سوئد داشتیم. در آن زمان شبکه جهانی جامجم که در اوج شکوفایی بود و مخاطبان زیادی داشت، مسابقه محله را پخش میکرد و بسیار هم مورد استقبال مردم
قرار گرفت.

تفاوت اجرای مسابقه در کوچه و خیابان باتوجه به وجود اتفاقات پیشبینی نشده در آن نسبت به اجرای بدون دردسر در پلاتو و استودیو چیست و چه چالشهایی دارد؟

سختیهایی وجود داشته و دارد. نکته قابل اشاره در این بحث نوع نگاه خانوادهها به بچهها در آن سالها بود و مثل حالا اینقدر حساس و ریزبین نبودند که بخواهند مدام بچه هاشان را رصد کنند. در این سالها بهواسطه تک فرزند شدن اغلب خانواده بچهها بشدت تحت نظر والدینشان هستند.

الان بچهها مثل سالهای قبل برای بازی به کوچه و خیابان هم نمیروند.

در آن دوران اغلب بازیهای بچهها در محله شان بود و آزادانه بازی میکردند و جالب است بر خلاف این دوران کمتر هم بیمار میشدند. البته آن دوران محلات خلوت بود و جای بازی برای بچهها وجود داشت؛ چیزی که در این دوره و زمانه وجود ندارد. به هر حال در پاسخ شما اجرای برنامه در محیط باز و خیابان چالشهای خاص خودش را دارد که گاهی هم جذاب است. بچههای آن دوران مثل حالا نازک نارنجی نبودند و از زمین خوردن نمیترسیدند.

چقدر به استفاده از بداهه در حین اجرای برنامه یا مسابقه اعتقاد دارید؟

به بداهه اعتقاد دارم و در این بحث فوت کوزهگری مخصوص خودم را دارم وچون همیشه بهدنبال بازیهای کودکانه جدید و کشفشان هستم برای بداهه ارزش خاصی قائل هستم. زمانی که برای اجرای مسابقه به محلهای میروید باید در یک مدت زمان تعیین شده که زیاد هم نیست برنامه را ضبط کنید و حدود 20 دقیقهاش موقعی که به تدوینگر و کارگردان تلویزیونی سپرده میشود بتواند ویژگیهای پخش را داشته باشد. نکته مهم این است که بچهها در حین مسابقه زود حوصله شان سر میرود و نمیشود مرتب مسابقه را قطع و دوباره تکرار کرد. با این رویه اجرای مسابقه هم جذابیت خودش را به واسطه تحلیل رفتن انرژی بچهها از دست میدهد. موقعی که دوربین روشن میشود اغلب اتفاقاتی که ناگهان رخ میدهد مثل پریدن ناگهانی بچهای وارد مسابقه یا آب خواستن شرکتکنندهای خللی در ضبط بهوجود نمیآورد و من بهطور مثال بداهه با چپ چپ نگاه کردن به بچه اوضاع را مدیریت میکنم!

با توجه به اقلیم هر منطقه و شهرستان برای اجرای مسابقه سراغ بازیهای بومی آنجا هم میروید؟

معمولا قبل از رفتن به هر شهری پرسوجویی میکنم که چه بازیهایی آنجا وجود دارد و اگر بازی مناسبی برای ضبط باشد حتما از آن استفاده میکنم.

احمد محمداسماعیلی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها