وقتی «جوکر» هم دیگر جواب نمیدهد

شب اومد و غم اومد یه بغض محکم اومد کشید رو آرزوهام یه خط صاف ممتد
یه گل بدون چارقد یه حال ابری بد خزون بی سر و پا به ریشه ی دلم زد
دستات که نا نداره یکی میاد دوباره گلی که رو زمینه تو گلدونش میذاره
میگیره قلب باغچه از نگاه سرد باغبون تورو خدا سرک نکش به حال و روز این و اون
آتیش میسوزونی برام چه دردی داری میپزی بچه نشو نرو پی بادبادکای کاغذی
نوازشامو اینجوری به پای بی کسی نذار میری تو باغ همسایه باغچمونو یادت بیار
یادت بیار که هرچی بود فقط به خاطر تو بود کلاغ به خونش میرسه زیر گنبد کبود
دستات که نا نداره یکی میاد دوباره گلی که رو زمینه تو گلدونش میذاره
میگیره قلب باغچه از نگاه سرد باغبون تورو خدا سرک نکش به حال و روز این و اون
آتیش میسوزونی برام چه دردی داری میپزی بچه نشو نرو پی بادبادکای کاغذی
وقتی «جوکر» هم دیگر جواب نمیدهد
مستندسازان با ثبت جزئیات آیین حماسی بدرقه با رهبری شهید، درصدد تبدیل این سوگ ملی به سندی ماندگار از آغاز یک دوران جدید هستند