به خاطر پول می روم و خاطره تعریف میکنم. اسمش را هم گذاشته اند استندآپ. استندآپ که این نیست این کار خاطره گویی است.
در سریال «کوچه اقاقیا» برای بازی در نقشم رفتم بازار و لباسی خریدم که فروشنده میگفت این را برای چه میخواهی و خریدار ندارد! من آن لباس گل گلی را پوشیدم و بعدها در نقش «بامشاد» هم از آن استفاده کردم و باعث شدم فروشنده آن لباس پولدار شود! به من میگفت یک انبار از آن لباسها داشته و همه را فروخته است. قبلا اسم آن لباس هاوایی بود اما از آن به بعد به عنوان لباس «بامشادی» معروف شد.
سر چهارراه با بچهها جنگ و دعوا دارم و روزی ۴۰تا جوراب میخرم. روی سرم میریزند و میگویند از او خریدهای از من هم بخر؛ من یک کشو از این جورابها دارم، همه با هم آهنگ «بی وفایی» را میخوانند.
رئیس مدارس سمپاد در گفتوگو با «جامجم» مطرح کرد
ضیائیان در گفتوگو با جامجم آنلاین:
جمالیان در گفتوگو با جامجم آنلاین:
مهدی پاشازاده: من غر زدن مربیان را دوست ندارم