حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
شاخههای هرس شده را میریزند روی زمین، زیر آفتاب داغ تا خشک شوند. شاخه و برگهای حنا زیر آفتاب میپزند و خشک میشوند. کشاورزها روی این شاخههای هرسشده قدم میزنند و به صدای خرت و خرت شاخهها و برگهایی که زیر پایشان خُرد میشود، گوش میکنند. برگها از همه زودتر خرد میشوند و میروند زیر شاخههای درشتتر. کشاورزها شاخههای درشت را میزنند کنار و برگهای خرد شده را جمع میکنند. برگها حالا قیمتی و آماده خریدن میشوند.
گاهی همین اتفاق برای دلهای ما میافتد. بریده میشوند. میافتند زیر دست و پای آدمها و اتفاقها. خشک میشوند، خرد میشوند. آن وقت دل مان با ارزش میشود، چون خانه خدا میشود. سُئِلَ أَینَ اللَّهُ؟ فَقَالَ: عِنْدَ الْمُنْکسِرَةِ قُلُوبُهُم. ارزشش وقتی بالاتر میرود که خریدارش بزرگتر باشد. خریدار دلهای شکسته کیست؟ انا فی قلوب المنکسره
قدردان دل هامان باشیم.
پانوشت:
1. الدعوات/120
زهرا کاردانی - نویسنده
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....