سربازِ رَه دین

دامن‌کشان رفتی...

پس زنان را از سراپرده‌ها بیرون کشیدند و آتش در خیام افکندند. زنان، سربرهنه و پابرهنه، غارت‌زده و به اسیری رفته، می‌گریستند.
کد خبر: ۱۱۶۵۶۶۶

گفتند: شما را به خدا، ما را بر قتلگاه حسین بگذرانید...

آنگاه که زنان را دیده بر آن کشتگان افتاد، ضجه برآوردند و رخ خراشیدند.

زینب، کنار پیکر برادر به آواز حزین ندبه سر داد:

آه ای محمد، صلوات فرشتگان آسمان بر تو باد.

این حسین است که به خون خود آغشته است و پیکرش قطعهقطعه گشته است.

وای ای محمد، این دختران تواند که اینسان اسیر شدهاند.

از این ستم به خدا شکایت میبرم. به محمد مصطفی و علی مرتضی و فاطمه زهرا و حمزه سیدالشهدا شکایت میبرم.

آه ای محمد، اینک این حسین است اینجا فتاده، که باد بر پیکر پارهپارهاش میوزد.

این حسین است، که فرزندان گناه کشتهاندش.

ای اباعبدا... ... اینک گویی جدم رسول خدا وفات یافته است.

کجایید ای یاران محمد(ص)؟

اینک این کسان محمد مصطفایند که به اسیری میروند.

جانم به قربان این زخمخورده، که مداوایی ندارد.

جانم به قربان این سفر کرده، که امید بازگشتش نیست.

جانم به قربان این محاسن خونچکان، جانم به قربان سبط رسولا... ...

جانم به قربان محمد مصطفی، جانم به قربان علی مرتضی، جانم به قربان خدیجه کبری، جانم به قربان فاطمه زهرا،

جانم به قربان آنکه آفتاب بر او بازگشت تا نماز گزارد...

امید مهدینژاد

نویسنده

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها