یک زن، یک تبر

«فرنگیس» را می‌شناسید؟ همان زنی که تندیسش در پارک شیرین کرمانشاه نصب شده است. زنی که یک تبر در دست دارد و شاید تا همین چند سال پیش کسی نمی‌دانست او تنها با یک تبر توانست هم از سپاه عراق اسیر بگیرد و هم سربازی را بکشد. او هر چند سال‌ها مهر سکوت بر لب زده بوده، اما بالاخره مهناز فتاحی راضی‌اش کرد با هم از خاطراتش در دوران جنگ تحمیلی حرف بزنند و آنها را در قالب کتابی منتشر کنند. خاطرات فرنگیس حیدرپور با قلم فتاحی نوشته و در انتشارات سوره مهر به چاپ رسید. چندین بار تجدید چاپ شد و مورد توجه رهبری قرار گرفت، برنده جایزه کتاب سال دفاع مقدس شد و نامزد جایزه ادبی جلال آل‌احمد.
کد خبر: ۱۱۶۵۵۹۵

ماجرای کتاب از سال ۱۳۵۹ پس از حمله عراق آغاز میشود. مردم روستای آوزین شهر و روستا به درهها و کوههای اطراف فرار میکنند.

فرنگیس که نوجوانی بیش نبوده همراه پدرش برای تهیه غذا و وسایل به روستا بازمیگردد. در راه برگشت به کوه و کمر در کنار چشمه متوجه دو سرباز عراقی میشود و با تنها سلاح خود ؛ تبر به یکی از سربازان حمله و دیگری را هم با سنگ مجروح میکند. او اسیر عراقی را به نظامیهای مستقر در منطقه تحویل میدهد .

جنگ از منظر مردم بومی و بیدفاع، محور این کتاب است که فرنگیس حیدرپور اینبار به روایت آن پرداخته است.

اگر چنین اتفاقات واقعی متعلق به جهان غرب بود، حتما تا به حال فیلمهایی براساس آن ساخته شده و از تصویر زنی که تبر به دست دارد، قهرمانی در ذهن همه شکل گرفته بود، اما متاسفانه این اتفاق در کشور ما رخ نداده و روایت بومی جذابی که از جنگ ارائه شده بودمورد بی توجهی قرار گرفته است. هر چند میتوان امیدوار بود که این اتفاق در کشور ما هم رخ دهد و قهرمانهای واقعی هشت سال جنگ تحمیلی بیشتر و بهتر شناسانده شوند.

بخشهایی از کتاب را میخوانیم:

پدرم میگفت: فرنگیس؛ براگم !

...توی یک چشم بر هم زدن، آب چشمه قرمز شد. سریع به سرباز دیگر نگاه کردم. وحشت کرده بود. به طرفم آمد. من هم ترسیده بودم. به اطرافم نگاه کردم. تبرم توی فرق سرباز عراقی جا مانده بود. پدرم هیچ حرکتی نمیکرد. خشک شده بود؛ مثل یک مجسمه.

مادرم همیشه میگفت: «چقدر شری تو، فرنگ! اصلا اشتباهی دنیا آمدی و باید پسر میشدی. هیچ چیزت به دخترها نرفته. دختر باید آرام و با حیا باشد، متین و رنگین …»

وقتی میدید به حرفش گوش نمیدهم، میگفت: «فرنگیس مردی گفتند، زنی گفتند ... کاری نکن هیچ مردی برای ازدواج نیاید سراغت! دختــر بــاید سنگین و رنگین باشد.»

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها