حسین -سلام خدا بر او- پرسید:
این زمین را نام چیست؟
گفتند:کربلا.
گفت: بارالها، پناه میبرم به تو از کرب و از بلا. و این جایگاه کرب است و بلا. فرود آیید که اینجا بارهای ما میافتد و خونهای ما میریزد و اینجاست قبر و آرامگاه ما؛ که جدم رسول خدا، چنین برایم روایت کرده است.
پس کاروان از مرکبها فرود آمدند. حر و مردانش نیز در جوار آنها منزل گرفتند. دمی بعد، حسین بر زمین نشست تا شمشیر بپردازد و چنین سرود:
شرمت باد، ای روزگار که چه بد یار و همراهی هستی.
چه بسیار خواهندگان و همراهانت که هر صبح و شام جانشان ستاندی و به غیر از این جور قناعت نکردی.
دانم که هر زندهای رهسپار مرگ است. چه نزدیک است وعدهگاه کوچ از دنیا و چه باک، که کار با خداوند جلیل است.
امید مهدینژاد
طنزنویس