سربازِ رَه دین

چه نزدیک است گاه کوچ

کاروان به هر جانب که رو می‌گرداند، حر بن یزید و سپاهیانش ممانعت می‌کردند. تا در سومین روز از ماه محرم به زمینی خشک رسیدند.
کد خبر: ۱۱۶۴۶۸۵

حسین -سلام خدا بر او- پرسید:

این زمین را نام چیست؟

گفتند:کربلا.

گفت: بارالها، پناه میبرم به تو از کرب و از بلا. و این جایگاه کرب است و بلا. فرود آیید که اینجا بارهای ما میافتد و خونهای ما میریزد و اینجاست قبر و آرامگاه ما؛ که جدم رسول خدا، چنین برایم روایت کرده است.

پس کاروان از مرکبها فرود آمدند. حر و مردانش نیز در جوار آنها منزل گرفتند. دمی بعد، حسین بر زمین نشست تا شمشیر بپردازد و چنین سرود:

شرمت باد، ای روزگار که چه بد یار و همراهی هستی.

چه بسیار خواهندگان و همراهانت که هر صبح و شام جانشان ستاندی و به غیر از این جور قناعت نکردی.

دانم که هر زندهای رهسپار مرگ است. چه نزدیک است وعدهگاه کوچ از دنیا و چه باک، که کار با خداوند جلیل است.

امید مهدینژاد

طنزنویس

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها