حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
جلوتر آمدیم دنیا عوض شد رسانهها عوض شدند، ما راهم عوض کردند. برخی عوض شدیم عدهای عوضی! نمیدانم رسانهها برآیند رفتارهای عمومی مردماند یا مردم از روزنامهها سرمشق میگیرند .
هماکنون که من دارم این یادداشت را برای شما تایپ میکنم خیلیها معتقدند دوران رسانههای مکتوب و کاغذی تمام شده و همین الان که دارید این یادداشت را میخوانید یکی از کسانی هستید که این نظریه را نقض کرده است. رسانه شدن و رسانه ماندن اما اصول و سلوک و آدابی دارد که بیان مطولش در این مقال نمیگنجد اما به اختصار یعنی صداقت و قلم نفروختن است که به رسانه جلا و جلوه میدهد. بلایی که این روزها سر خیلیها آمده همین خود رسانهپنداری است. خیلی راحت میتوانید یک کانال تلگرام داشته باشید یا یک صفحه اینستاگرام و بعد شروع کنید به تعامل با مخاطبانتان .
خیلی مهم نیست چی بگویید مهم این است خفن باشید و به اصطلاح آس رو کنید که لایک بخورد و مخاطب را شوکه کنید. همین است که امسال چندین سلفی باعث مرگ مردم در جاهای مختلف جهان شده است. ما در دوره عجیبی زندگی میکنیم که بسیار میل به دیده شدن داریم میل به توی چشم بودن. همین است که مثلا یک هواپیما میافتد بعد توی اکسپلورر اینستا که نگاه میکنی پستهایی با این عناوین میبینید: آخرین صحبتهای خلبان پرواز ... صحبتهای دختر جامانده از پرواز و...
این تیترها غالبا سند و منبع درستی ندارند. غالبا تحلیلهایی آب دوغ خیاری پشتش خوابیده اصلا گیریم که همه این پستها درست و راست باشد ولی آیا لازم است؟ آیا هرچه رسانهای بیشتر تصویر اشک و جنازه و تصادف و ... اینها را منتشر کند رسانه موفقتری است؟ آیا هرچه بیشتر رسانهای کلیک و ویو بخورد رسانهتر است؟ جواب این سوالها را نمیدانم ... فقط این را میدانم که نوجوانهای ما گاهی در فضای مجازی و رسانههای شخصیشان کارهایی برای دیده شدن میکنند که هیچکس تا چندسال پیش به این کارها فکر هم نمیکرد . ما نسلی بودیم که مادرمان نمیگذاشت نارنگی ببریم مدرسه که بویش نپیچد و کسی دلش نخواهد و این روزها اینستاگرام پر شده از کله پاچه و همبرگر و نسکافه و کباب و ... به قول دوستی این روزها غذا قبل از ورود به معده وارد اینستاگرام میشود ... رفقا راستی چه مرگمان شده ؟؟؟
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....