حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
بسیار از تصمیم مشعوف گشته خوشحال شدیم که هنوزا در جهان هستند رجال سیاسی که به فکر خون و جان و ناموس بنی بشرند، سجده شکر بهجا آورده آرزو کردیم ای کاش رجال حکومتی نیز همینگونه اتفاق میکردند که بنشینند و کلاه خویش قاضی میکردند و از برای غم نان مردم نیز تصمیم اتخاذ کرده و جماعتی را از سردرگمی و بی در کجایی نجات میدادند، البت که امور بین دولی تا امور داخله تفاوت بسیار دارد و مجالی دیگر میطلبد لیک میتوان همینگونه نشست یکروزه برگزار کرد و در مجالی کوتاه تصمیماتی بنیادین و اساسی اتخاذ کرد و دعای رعیت به جان خود خرید . من بعد ذالک کاغذ نوشتیم، دادیم به خشایار برساند به محضر شیخ حسن که اگر صلاح بداند امشب را بعد از اتمام اجلاس به اندرونی همایونی ما مشرف شده و شام در خدمتشان باشیم، عجالتا رقعه در جیب از عمارت خارج گردیده تا برگردد ما برویم برنج خیس کنیم که همه کارهایمان مانده است. زیاده فرمایش نداریم.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....