وارد بیمارستان میلاد که میشویم، مهمترین نکتهای که جلب توجه میکند، صفهای طولانی پشت باجه پذیرش و صندلیهای مملو از جمعیت سالنهای انتظار بخشهای مختلف درمانگاه است.
این صفها نشان از این دارد که بسیاری از مراجعهکنندگان به این بیمارستان، ناچارند حتی برای یک ویزیت چنددقیقهای ساعتها منتظر بمانند.
آقای عباسی یکی از بیمارانی است که به همراه حدود 20 نفر دیگر پشت در اتاق متخصص قلب و عروق این بیمارستان به انتظار نشسته. او 64 ساله است و بیش از ده سال از شروع دوران بازنشستگیاش میگذرد. هشت سالی است قلبش را عمل کرده و از روز جراحیاش تا امروز، هر سه ماه یکبار برای بررسی سلامت قلبش به دکتر مراجعه میکند. او میگوید هیچوقت پول رفتن به بیمارستان خصوصی را نداشته و همیشه برای معاینه به این بیمارستان
آمده است.
آقای عباسی هربار که به این بیمارستان میآید، مجبور است حدود پنج ساعت در انتظار بماند تا بتواند برای دقایقی کوتاه خود را به دکتر نشان دهد. او از این انتظار طولانی خسته شده و میگوید در این سن دیگر توان نشستن در صف مطب دکتر را ندارد. او این مشکل را ناشی از کمبود بیمارستانهای دولتی و تامین اجتماعی باکیفیت میداند و آرزو میکند دولت بیمارستانهای دولتی بهتر و بیشتری بسازد تا مردم از این صفهای طولانی خلاص شوند.
این بازنشسته 64 ساله توضیح میدهد فقط در این بیمارستان گرفتار صفهای طولانی نشده و حتی برایش پیش آمده به دلیل شلوغی بخش اورژانس یکی از بیمارستانهای دولتی، به او تخت نرسد.
هزینه بالای دارو و جیب خالی بازنشسته
شلوغی و صفهای طولانی در بیمارستانهای دولتی، فقط گوشهای از مشکلاتی است که بازنشستگان برای دریافت خدمات درمانی مورد نیاز خود با آن دست و پنجه نرم میکنند. مشکل مهم دیگر این قشر در زمینه مسائل درمانی، این است که در سالهای اخیر بخشی از داروهای مورد نیاز سالمندان از پوشش بیمههای دولتی و بیمههای تکمیلی خارج شده و بازنشستگان ناچارند آن را با نرخ آزاد تهیه کنند.
آقای جمشیدی، بازنشسته 60 ساله هم مانند آقای عباسی در صف انتظار متخصص قلب و عروق ایستاده است. او در این باره توضیح میدهد: «یکی دو سالی است که وضع پوشش بیمهای داروهای مورد نیازمان نسبت به قبل خیلی بدتر شده و دیگر نه بیمه عادی و نه بیمه تکمیلی، بسیاری از داروها بخصوص داروهای خارجی را تحت پوشش قرار نمیدهند. مثلا قرص پلاویکس که برای مشکلات قلبیام مصرف میکنم، تا پارسال تحت پوشش بیمه بود، اما اکنون از پوشش بیمه خارج شده است و مجبورم برای یک بسته 14 تایی آن 25 هزار تومان بپردازم.»
اما داروهایی که هنوز تحت پوشش بیمه است نیز اغلب با فرانشیز 30 درصد به بیماران عرضه میشود. یعنی بازنشستهای که سالها حق بیمه پرداخت کرده، امروز هم باید حداقل 30 درصد هزینه داروهای مورد نیاز خود را از جیب بپردازد. این در حالی است که حقوق بسیاری از بازنشستگان از یک میلیون و 500 هزار تومان بیشتر نیست و هزینههای بالای زندگی در شرایط معیشتی دشوار امروز به قول معروف آهی در بساط این سالمندان باقی نمیگذارد تا بتوانند حتی همین 30درصد هزینه دارو را خودشان بپردازند.
بیمهای که کامل نیست
در کنار هزینههای بالای دارو، سقف پایین خدمات بیمههای تکمیلی نیز از دیگر مشکلات درمانی مهم بازنشستگان است. آقای محمودی که 7سال است به جمع بازنشستگان پیوسته و در صف طولانی
ام.آر.آی در مرکز تصویربرداری بیمارستان میلاد به انتظار نشسته، درباره مشکلات بیمه تکمیلی خود میگوید: سقف پوششی برخی بیمههای تکمیلی بسیار پایینتر از نیاز بازنشستههاست. مثلا بیمه تکمیلی من، حداکثر تا سقف شش میلیون تومان برای هزینههای دارو و درمان یک خانواده سه نفره برای یک سال اختصاص میدهد، ولی من چند ماه پیش عمل فتق انجام دادم که سه میلیون تومان از مبلغ آن را از بیمه تکمیلی گرفتم. حال اگر امسال اتفاقی افتاد که من، همسرم یا دخترم مجبور شدیم یک عمل جراحی گرانتر انجام دهیم، ناچار خواهیم شد بخشی از هزینه آن را آزاد پرداخت کنیم.
این بازنشسته همچنین نسبت به قائل شدن محدودیت در دفعات دریافت برخی خدمات درمانی تحت پوشش بیمه تکمیلی گلایه دارد و معتقد است نباید شرکتهای بیمهگر، بعضی از آزمایشها یا خدماتی مثل سی.تی.اسکن و ام.آر.آی را که او و خانوادهاش میتوانند در طول یک سال دریافت کنند، به تعداد محدودی تحت پوشش قرار دهند. آقای محمودی تاکید میکند اگر او و خانوادهاش بیشتر از تعداد محدود تعیینشده به این خدمات نیاز پیدا کنند، ناچار میشوند هزینه آن را به صورت آزاد بپردازند که این کار از عهده او خارج است.
بنابر گفتههای بازنشستگان، یکی دیگر از مشکلات این قشر با بیمههای تکمیلی، این است که شرکتهای بیمهگر با وجود این که تعهد دارند مبالغ پرداختی بیماران را ظرف مدتی کوتاه به آنها بازگردانند، اغلب از این کار سر باز میزنند و گاهی بیماران و بخصوص بازنشستگان را دو تا سه ماه در پیچ و خم ادارات خود برای پرداخت سهمشان از خدمات درمانی آنها معطل میکنند.
آقای محمودی در این باره ماجرای سی.تی.اسکن همسرش را مثال میزند و میگوید با این که بیمه تکمیلی طبق قرارداد باید حداکثر ظرف 20 روز بخشی از مبلغ را به آنها باز گرداند، اما اکنون سه ماه از تاریخ انجام آن گذشته، هنوز شرکت بیمهگر پولی را برای او واریز نکرده است. این در حالی است که آن شرکت برای بیمه کردن محمود، همسر و دخترش، هر ماه بیش از یکصد هزار تومان از حقوق او کم میکند، اما وقتی قرار است به تعهداتش نسبت به این خانواده عمل کند، اینطور این بازنشسته را بازی میدهد.
بازنشستگان بسیاری از این شرایط ناراحتند و معتقدند این مشکلات درمانی حق آنها نیست، چراکه اغلب آنها حداقل 30 سال حق بیمه پرداخت کردهاند و امروز دولت و شرکتهای بیمهگر باید در قبال آن حق بیمه، حقوق و منزلت بیشتری را برای بازنشستگان قائل شوند و خدمات درمانی مناسبتری را برای آنها فراهم کنند.
گم شدن آسایش در غبار مشکلات فرزندان
بسیاری از جوانان حتی بعد از بازنشستگی پدر و مادرشان نیز هنوز از نظر مالی به آنها وابسته و از والدینشان توقع دارند هزینههای ازدواجشان را تامین کنند. این در حالی است که قشر بازنشسته بعد از 30 سال فعالیت، انتظار دارد در سنین میانسالی و سالمندی آسایش داشته باشد و نگرانیهایش نسبت به دوران شاغل بودنش کمتر شده باشد. اما در شرایط امروز، آنها ناچارند در کنار مشکلات خود به مصاف مشکلات فرزندانشان نیز بروند. به همیندلیل، حقوق و پاداش بازنشستگان، نهتنها باید کفاف هزینههای معیشتی و درمانی خود بازنشستگان را بدهد، بلکه باید به اندازهای باشد که گره مشکلات فرزندانشان را نیز باز کند. اما امروزه سرعت افزایش حقوق بازنشستگان بسیار کمتر از سرعت افزایش هزینههاست و حتی امسال وعده افزایش 20 درصدی حقوقشان برای بسیاری از آنها محقق نشده است. خانم حسینی که یکی از این بازنشستگان است، در این باره توضیح میدهد: پنج ماه است منتظر تحقق وعده افزایش 20درصدی حقوق هستم، اما امسال حقوقم نسبت به سال گذشته فقط 120 هزار تومان بیشتر شده. یعنی سال گذشته ماهانه یک میلیون و 250 هزار تومان میگرفتم، ولی امسال دریافتیام فقط 10درصد بیشتر شده و ماهانه یک میلیون و 370 هزار تومان میگیرم. آنطور که او میگوید، پاداش بازنشستگی 30میلیونی که سه سال پیش به او دادند نیز صرفا توانست اندکی از چالههای زندگیاش را پر کند و آن پول فقط بخشی از هزینه خرید جهیزیه دخترش را تامین کرد، اما امروز برای تامین هزینههای ازدواج پسرش به مشکل خورده و هیچ پولی در بساطش نمانده است.
محمدحسین خودکار
جامعه