دانش‌آموزان از یادگارهای هنری _ تاریخی‌مان چه می‌دانند؟

سال تحصیلی پیش، آموزش کتاب «انسان و محیط‌زیست» که حاصل تعامل وزارت آموزش و پرورش با سازمان حفاظت محیط‌زیست بود در مدرسه‌های کشور آغاز شد؛ در مقطع پایه پنجم متوسطه. با این کتاب دانش‌آموزان ایرانی جدا از آن‌که دید درست و مفیدی را درباره زیست‌بوم کشورمان خواهند یافت با طبیعت ایران و این‌که چرا این‌گونه شگفت‌انگیز است و شرایط متفاوت آب‌وهوایی در آن یافت می‌شود، جانوران و بافت گیاهی آن و بویژه آنهایی که تنها بومی و خاص ایران هستند، ارزشمندی آب و تاریخِ تعامل انسان ایرانی با این بخش از طبیعت برای بقای خویش و در نتیجه اهمیت پاسداری از آن، آشنا خواهند شد. موضوعاتی که امروزه اهمیت‌شان را آشکارا با کمبود آب و آلودگی هوا و نابودی جنگل‌ها، کوه‌ها و رودها، با پوست و گوشت خود درک می‌کنیم. هر چند دیر، اما این حرکتِ خوب آغاز شده است.
کد خبر: ۱۱۶۲۵۸۵

با این حال به نظر میرسد این جریان خوبِ شکلگرفته میتواند پربارتر شود و به عرصهها و بخشهای دیگری تعمیم یابد؛ بخشهایی چون میراث فرهنگی این سرزمین. آموزش و اطلاعرسانی و فرهنگسازی همیشه خوب است گرچه برای محیط زیست کمی دیر شروع شد، اما شاید بتوان برای داشتههای تاریخی و فرهنگیمان پیش از آنکه دیر شود و حال و روزشان مرز بحران را عبور کند این آموزش را شروع کرد؛ آموزشی که لازمه آن آشنا کردن کودکان و نوجوانانمان با میراث گرانقدر تاریخی این سرزمین است. گفتنی است در این باره سند تفاهمی سه سال پیش میان آموزش و پرورش و سازمان میراث فرهنگی بسته شد که با وجود سخنان بسیار خوبی که مدیران سازمان در آن نشست بر زبان راندند، درعمل خروجیای از آن مشاهده نشد و به نظر میرسد در حد کاری نمایشی باقیمانده و همچون بسیاری کارهای مهم اما مغفول در سازمان به بوته فراموشی سپرده شده باشد. البته همین امسال هم ــ در نشست خبری روز جهانی محوطهها و بناهای تاریخی در شهر قزوین (۲۷ فروردین) ــ باز لزوم چنین کاری مورد تأکید محمدحسن طالبیان، معاون میراث فرهنگی سازمان، قرار گرفت، اما دریغ از گامی عملی. گویا باید دیگران این کار را پیگیر شوند!

آشنا شدن فرزندان این آب و خاک با آثار تاریخی ارزشمند و تنوع و فناوریهای به کاررفته در این میراث، که طبیعتا با درونمایه مردمشناسی و شناخت پارهفرهنگهای فرهنگِ بزرگ ملیمان همراه است، یک ضرورت است؛ که بویژه باید به آگاه شدنِ دقیقتر و گستردهتر آنان با برجستگیهای فرهنگ و هویت ملی و آیینی کشورمان بینجامد. نمونهای میآورم: بی شک درباره برجستگی و بیهمتایی فرش ایرانی در جهان کسی تردیدی ندارد، اما نسل ما نه درباره آن چیزی شنیده و نه در مدرسه چیزی در این خصوص آموخته، در نتیجه نسبت به آنچه باید از این هنر ـ صنعت ارزشمندِ نیاکانی بداند، نادان است، مگر آنکه در این زمینه وارد کار شده باشد یا تحصیلات عالی در این رشته داشته باشد یا شخصا علاقهمند و پیگیر باشد. در صورتی که فرش با زندگی ایرانی آمیخته و جزوِ چند فرآورده برترِ هنری این سرزمین است، در نتیجه همه ما باید دربارهاش آگاه باشیم و بدانیم چرا فرش ایرانی سرآمد است؟ تفاوت فرشهای شهرهای مختلف ایرانی در چیست؟ تاریخچه آن کدام است؟ چرا فرش دستباف از ماشینی بهتر است؟ طرح‌‌های اصلی فرش ایرانی کدام است و ریشه شکلگیری هرکدام چیست؟ تفاوتهای گبه، گلیم، قالی، جاجیم، زیلو و...؛ و بسیاری پرسشهای دیگر که لازم است یک ایرانی از این جهانیترین هنر سرزمیناش بداند؛ هنری که بخشی از هویت فرهنگی و اجتماعی وی است. همچنین است ناآشنایی ما با ظرافت بادگیرها یا فیروزههایمان یا ورزشهایی دارای ریشه در این سرزمین، چون کشتی و چوگان و همچنان درباره صنایع دستی و هنرهای سنتی کشورمان یا تولیدات کشاورزی همچون پسته و زعفران یا خاویارمان که همه از سرآمدهای استعدادهای این سرزمین هستند. اینچنین است در جهانی که امروزه ایرانیان در همهجای آن حضور دارند و ارتباطها بسیار گسترده و معمولی شده است، زعفران ما را به نام اسپانیا، پسته ما را به نام کالیفرنیا، خاویار ما را به نام روسیه و... میشناسند و میرود تا بادگیرهای ما به نام امارات و فرش ما به نام چین و... ثبت شود!

با یک آموزش درست و به قاعده در مدرسههایمان میتوانیم نسل آینده را آگاه به سرزمیناش بار آوریم و اگر نسلی چنین شد دیگر سازمانهای دیوانسالار ما نگرانیای نخواهند داشت و کسی هم از آنها بازخواستی نخواهد کرد و این خودِ فرزندانمان هستند که بخوبی و با منطق میتوانند پاسدار فرهنگ و یادگارهای فرهنگی ـ هنری سرزمینمان شوند و براحتی انبوه سرمایهگذاری کشورهای ایرانستیز یا رقیب را در سراسر جهان بیاثر کنند.

علیرضا افشاری

کنشگر میراث فرهنگی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها