انقراض سالهاست پا به پای یوزپلنگهای آسیایی میدود، سالهاست کارشناسان و روزنامهنگاران از خطر انقراض این گونه حرف میزنند و مینویسند؛ دستکم حدود دو دهه است که تلاش برای نجات اینگونه با حمایتهای بینالمللی همراه شده اما نتیجه همان خطر انقراض است که هنوز روی سر یوزپلنگها سایه انداخته است.
کارشناسانی که به تلاش برای نجات یوزپلنگها درکشورمان خوشبین هستند، میگویند اگر این تلاشها نبود بهطور حتم اکنون دیگر یوزپلنگی در ایران زندگی نمیکرد به همین دلیل نباید به فعالیت افرادی که برای نجات یوزپلنگ تلاش میکنند خیلی خرده گرفت. این افراد میگویند کمکهای برنامه عمران ملل متحد (UNDP) برای نجات یوز خیلی نیست و نهادهای بینالمللی چند برابر بودجهای را که برای پروژه حفاظت از یوز آسیایی در نظر میگیرند ، برای دیگرگونههای در معرض خطر انقراض در سایر کشورها هزینه میکنند.
در برابر این گروه هستند افرادی که میگویند نجات یوزپلنگ در کشورمان به نقطه مناسبی نمیرسد، چون نجات اینگونه همواره گرفتار حاشیههایی است که راه را برای حفظ این گونه دشوارتر میکند.
این حاشیهها آنقدر بوده که سبب شده حتی کمکهای بینالمللی نیز برای نجات اینگونه کاهش پیدا کند. هرچند این روزها در سازمان حفاظت محیط زیست تلاش برای حفظ این حمایت ادامه دارد، اما هنوز هیچ قراردادی نهایی نشده است.
تلاشها برای نجات یوزپلنگ از خطر انقراض به سرانجام نمیرسد، چون خیلیها به این مساله به چشم نمایش نگاه میکنند و نمیخواهند هیچگاه از مقام حرف به عمل برسند. کمتر مسئولی است که این روزها از شرایط یوزپلنگها آگاه نباشد و نداند تخریب زیستگاه و تصادفات جادهای هر روز یوزها را به انقراض نزدیکتر میکند. اما این تهدیدها در اصلیترین زیستگاهها پا به پای یوزها میدوند.
یوزپلنگها در کشورمان قربانی میشوند و مسئولان همچنان برای نجات اینگونه وعده میدهند؛ وعدههایی مانند فنسکشی جاده، ساخت زیرگذر، خروج دام از زیستگاه و توقف فعالیتهایی مانند معدنکاوی. وعدههایی که به نظر میرسد این روزها جدیترین عامل انقراض یوز آسیایی است.
مهدی آیینی
روزنامهنگار