ما ایرانیها، دو ایراد اساسی داریم. یک اینکه، همیشه برایمان مرغ همسایه غاز است و دوم اینکه، در سفرهایمان مقصد محوریم. یعنی هیچوقت از مسیر لذت نبردهایم. اینکه ماشین را آتش کنیم و تختهگاز برویم به مقصد برسیم و در مقصد بساط جوجه و کباب راه بیندازیم که نشد سفر. این عکسها را کار کردیم تا متوجه شوید از چه مناظر و موقعیتهایی، بیتفاوت میگذریم و عین خیالمان نیست. اینجا، ایران خودمان است. گاهی کنار یک رودخانه توقف کردن و چایی خوردن خاطرهای میسازد که سالها طعم ماندگار چای را جاودانه میکند...