حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
در برابر همه این اتفاقات ما چه میکنیم؟ شاید بتوان گفت هیچ! ما واقعا تا چه اندازه برای بچهها وقت میگذاریم و سعی میکنیم هدایتشان کنیم؟ واقعا وقتی نمیگذاریم. ما بچهها را هدایت نمیکنیم. آنها فقط پیش میروند و ما به عنوان بزرگترها هیچ نظارتی نداریم.
زمانی بچهها نوار قصه گوش میدادند، دوست داشتند برایشان کتاب خوانده شود، اما حالا تولیدکنندگان این عرصهها به دلایل اجتماعی و بعضا اقتصادی از این عرصه فاصله گرفتهاند و سعی میکنند سمت کارهای کم هزینهتر بروند. این معضل در عرصه کتاب کودک هم به شکل کمرنگتری
وجود دارد.
بخشی از این فاصله گرفتنها هم ناشی از فهم نادرست مهدهای کودک نسبت به موسیقی است. در واقع مهدهای کودک موسیقیهایی را برای بچهها میگذارند که فرق زیادی با موسیقی بزرگسالان ندارد. همین بچهها به خانه هم که میآیند پدر و مادرها موسیقیهای مورد نظر خودشان را گوش میدهند و در این میان موسیقی و قصههای صوتی کودکان که قبلا حضور پررنگی داشتند، به صفر میرسند و در نتیجه با بچههایی روبهرو هستیم که کودکیشان درست پیش نمیرود و این سوال را در ذهن ایجاد میکند که چرا کودکان دهه 70 به بعد موسیقی ندارند و کودکیشان درست و طبیعی پیش نمیرود.
تجربه کار در مهدهای کودک به من نشان داد کودکان نسل جدید در پنج شش سالگی اطلاعاتشان در حد یک آدم بیست ساله است و همه چیز را مانند یک انسان بالغ تجزیه و تحلیل میکنند. متاسفانه فناوری، بی رویه و بدون نظارت خانوادهها وارد زندگی امروز ما شده است. تا جایی که داریم آرام آرام به سمتی میرویم که دیگر موسیقی کودک نداشته باشیم. این روزها کشتی کودکی از ساحل دور افتاده و هر لحظه دورتر هم میشود.
شهاب ناظر فصیحی
شاعر و آهنگساز موسیقی کودک
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....