حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
به گزارش مهر، با گذشت 6 ماه از وقوع زلزله، عوامل اجرایی با دستپاچگی و تنها در سطح رفع نیازهای اولیه، بدون برنامه ریزی درست و دقیق در این حوزه به این واقعه ورود کردند و به سطوح دیگر آن توجه لازم نشد. نهادها نیازمند آن هستند که به برنامهریزی استراتژیک بیندیشند و به الزامات آن پایبند باشند، اما حتی سازمان مدیریت بحران کشور با بیش از ده سال فعالیت خود هنوز برنامهای مدون از جنس این نوع برنامهریزی ندارد. در زلزله کرمانشاه، شاهد بیبرنامگی در استفاده از منابع و امکانات موجود و سوء مدیریت دراستفاده از کمکهای مردمی و همچنین شاهد عدم برنامهریزی مبتنی بر هدف هستیم.
سمیه کاظمیان، عضو هیات علمی گروه مشاوره دانشگاه علامه طباطبایی در این باره میگوید: علاوه بر نبود هماهنگی و یکپارچگی در عملکرد کاهش بحران در درون سازمانها، ارتباطات ناهمگونی نیز بین سازمانها به چشم میخورد. به نظر نمیرسد آرمان و هدف مشترکی بین نهادها باشد و هر جناح و نهاد کوچکی بیشتر به دنبال ایجاد هویت گروهی و نهادی خودش است، در نتیجه میان عملکردهای دستگاههای اجرایی موازیکاریهای زیادی صورت گرفته است و این امر باعث شده است که کار بنیادینی صورت نگیرد و تمامی اقدامات به صورت سطحی انجام شود و تحلیل عمیقی از مسائل حاصل نشود. میان نهادها سخن از کوتاهی و عدم حمایت از یکدیگر است و به جای حمایت و تقویت در جهت تضعیف هم برمیآیند. جزیرهای کار کردن نیروها و نهادها و نداشتن الگویی از پیش تعیین شده موجب آسیبهای بسیاری در منطقه شده است.
او ادامه میدهد: این آشفتگی و هرج و مرج در سطح جامعه و مدیریت کلان در خانواده ها، به عنوان نهادی کوچک در درون جامعه سرایت خواهد کرد. با فروریختن دیوارها و شروع زندگی در چادر و کانکس، دیوار حریم شخصی خانوادهها نیز فروریخته و مسائل خانوادگی به راحتی توسط دیگران رصد میشوند. تراکم جمعیت در چادرهای مستقر در شهر سرپل ذهاب، تعارضات زناشویی، اختلافات والد-فرزندی، کاهش ضوابط حاکم در درون خانوادهها و نبود فضای درون فردی و بین فردی به سبب وضعیت چادرها اضطراب افراد را بشدت افزایش داده است.
عضو هیات علمی گروه مشاوره دانشگاه علامه طباطبایی تاکید میکند: در چنین شرایط اضطرابآوری، بروز مشکلات روانشناختی قابل پیشبینی است. زنان نیز در این شرایط به مراتب وضعیتی متفاوت از قبل پیدا کردهاند. آنان پیش از وقوع زلزله فعالیتهای زیادی برای انجام دادن در خانههای خود داشتند و اکنون خانههای آنها به چادرهای کوچکی انتقال یافته است. در روستاها به دلیل کارهای زیادی مانند رسیدگی به دام و طیور اشتغال افراد کماکان مثل قبل است. لیکن بیکاری از مهمترین مسائلی است که گریبانگیر زنان و مردان شهری شده است.
آن طور که او میگوید مساله گذراندن اوقات فراغت نیز از جمله معضلات اساسی در شهر است که برای آن برنامهریزی روشنی نشده و با بلاتکلیفی روبهروست. بحث کارآفرینی و انجام مشاغلی در منازل به ویژه برای زنان (مثل خیاطی، بافندگی و ...) که با حداقل امکانات میسر است، میتوانست در اولویتهای پیشبینی شده قرار گیرد. اطلاعرسانی به خانوادهها در خصوص خطرات پیش رو و آگاهسازی آنان، توجه لازم به وضعیت خانوادهها در درون جامعه، رفع مشکل بیکاری و وضعیت نابسامان اقتصادی و معیشتی از جمله اقدامات ضروریست است که کمک شایانی به کاهش اضطراب موجود
خواهدکرد.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....