دری درباره حفظ سنتهای دیرینه ایرانیان هم نظراتی دارد که خواندن آنها خالی از لطف نیست.
دهه 30 که شما در آن متولد شدید، دهه پر فراز و نشیبی در کشور بود و چند اتفاق مهم سیاسی در آن رخ داد آیا این اتفاقات تاثیری در آیینهای سنتی مثل نوروز داشت؟
از پنج سالگی، یعنی سال 1337 به بعد خاطراتی را به یاد دارم. من شاهد ساخت ساختمانهایی مانند پلاسکو و آلومینیوم بودم؛ از زمان گودبرداری تا زمانی که افتتاح شدند و آغازی بودند برای مدرن شدن تهران.شاید من آخرین نسلی باشم که تهران قدیم را به یاد دارم، بعد از ما بعید است کسی از تهران قدیم چیزی به یاد داشته باشد. آن سالها عید برای طبقات متوسط شامل بازار تهران بود که بسیار شلوغ میشد.افراد طبقه بالاتر به طبقه نوخاسته بورژوا نزدیک بودند و برخی کارمندان رده بالا را هم شامل میشد، پدرم بروکرات بود و خانواده ما بین طبقه متوسط و بورژوا قرار داشت.پدرم مرا از همان کودکی برای خرید عید با خودش میبرد و کفشهایم را از فروشگاه ایران میخرید؛ فروشگاهی که برای طبقهای دایر شده بود که به اصطلاح دستشان به دهانشان میرسید! مادر و خواهرانم چون محجبه بودند برای خرید به لالهزار و خیابان استانبول نمیآمدند و به بازار بزرگ میرفتند.پسر بزرگ خانواده بودم و پدرم مرا به سبک خیابان لالهزار بزرگ کرد.لالهزار و استانبول در آستانه عید حال و هوای خاصی داشت.ماهی سفید عید فقط در برخی مغازهها فروخته میشد و مرکزش روبه روی خیابان استانبول بود و من و پدرم با هم برای خرید ماهی میرفتیم.عید آن سالها با حالا خیلی فرق داشت و واقعا در شب و روزهای عید بوی «نویی» از همه جا میآمد. حتی کارگران هم روز عید، لباس نو میپوشیدند و غبار کهنگی و کار را از ظاهرشان پاک میکردند و تر و تازه به کوچه و خیابان میآمدند .اما واقعیت این است که جامعه در حال گذار ما، خیلی چیزها را از دست داد که بخشی از آن، مراسم سنتی نوروز است.
اما به گفته جامعهشناسان آنچه یک ملت باید حفظ کند، فرهنگ و سنتهای خوب است، به نظرتان چگونه میتوان این آیینها را حفظ کرد؟
برای این کار به یک اتاق فکر کلان نیازمندیم.باید برای همه نهادها و سازمانها برنامهریزی و سهمی هم برای فرهنگ و هنر در نظر گرفته شود. معتقدم برای حفظ آیینها و سبک زندگی اسلامی – ایرانی به برنامه نیاز داریم، اما برنامهای وجود ندارد! در گذشته اصالتها و سنتها خیلی محکمتر بود، اما اکنون آنقدر این موضوع کمرنگ و آسیبپذیر شده که رهبر معظم انقلاب درباره آن هشدار دادهاند و روی سبک زندگی اسلامی –ایرانی تاکید دارند.ما انقلاب کردیم که سبک زندگی خود را از سبک زندگی غربی دور نگهداریم اما الان زندگیها خیلی غربیتر شده است ! مردم در خانههای خود سفره هفتسین دارند، اما برخوردشان با آیین سنتی مثل نوروز خیلی اروپایی است ! به نظرم بیشتر دوست دارند آن را شبیه مراسم ژانویه برگزار کنند !
هفتسین کاری ندارند، بیشتر دوست دارند «شو» پر از تجملی برگزار کنند و چند تا عکس هم کنار سفره هفتسین بگیرند و برای پز دادن آن را در شبکههای اجتماعی منتشر کنند ! بیشتر به رخ کشیدن دیزاین عید نوروز باب شده تا اصالت این عید فرخنده ! اصالت در رفتار است که معنا پیدا میکند؛ نوروز وقتی واقعی است که چشم آدمها برق بزند، دلشان پر از شادی باشد. اصالت یعنی تحول طبیعت را به درون آوردن! مبنا باید همان دعای تحویل سال باشد؛ یا مقلب القلوب و الابصار باید در درون آدمها اتفاق بیفتد نه در ظاهرشان ! متاسفانه چشم و همچشمی و تجملگرایی آنقدر پر رنگ شده که حتی در لحظه تحویل سال در برجهای میلیارد تومانی اتفاقات ناخوشایندی رخ میدهد و رفتارهایی شکل میگیرد که با مفهوم اصالت نوروز همخوانی ندارد !
یعنی معتقدید چشم و همچشمیها نوروز را هم متاثر کرده است؟
بله ! نمونهاش عیدی دادن که سنت بسیار زیبایی است اما بشدت مبالغهآمیز شده و مثلا گاهی میبینیم به جای اسکناسی که نماد خیر و برکت مالی است، برخی کارتهای بانکی با ارقام بالا عیدی میدهند ! برای حفظ سنتهای اصیل باید فرهنگسازی شود، اما واقعیت این است که نمیشود !
در قدیم، دید و بازدیدها رسمی خوب و پسندیده بود که آن هم کمرنگ شده و کار به جایی رسیده که جوانها در شبکههای اجتماعی این موضوع را مورد انتقاد قرار داده و آن را رسمی بد و خستهکننده ذکر میکنند.
بله ! جوانها بیشتر دوست دارند ایام عید را با رفقای خود سپری کنند ؛ علاقهای به رفت و آمد با فامیل ندارند و اگر همینطور پیش برود، دورهمنشینی فامیلی و صلهرحم از بین خواهد رفت.الان دورهمیهای فامیلی بیشتر در خانوادههای پولدار و ثروتمند انجام میشود آن هم نه به این دلیل که اقوام دورهم باشند بیشتر به این دلیل که در ویلاهای آنچنانی زیر یک سقف باشند. زیر یک سقف بودن به معنای صله رحم نیست، بلکه برای استفاده از امکاناتی است که مثلا دایی خانواده دارد و بقیه به ویلای او میروند تا از این امکانات استفاده کنند.به نظرم در شرایط کنونی عید نوروز برای طبقه متوسط رو به پایین جامعه تبدیل به معضل شده چون با شرایط اقتصادی فعلی آنها نمیتوانند خود و پیرامونشان را بنا به سنت عید، نو کنند و اگر برایشان مهمان بیاید از عهده پذیرایی آنها برنمیآیند ! به همه اینها باید شکاف فکری بین فرزندان و والدین را هم اضافه کرد که جوانها معمولا حوصله دید و بازدید عید ندارند و سرگرمیهایشان فرق کرده و ترجیح میدهند گعدههای خود را داشته باشند.این زنگ خطر بزرگی برای کشور است، وقتی ارتباطات گسسته شود، به مرور ما به مردمی منزوی تبدیل میشویم.
طاهره آشیانی
روزنامهنگار
مرور بزرگ ترین جنجال های تاریخ جام جهانی (8)