حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
آثاری که به نوعی یادآور روزهای پرتنش منتهی به انقلاب بوده و برای نسلهای بعد نیز میتواند حاوی اطلاعات تاریخی به زبان تصویر باشد. برای مثال هم میتوان از سریالهایی همچون: میعاد در سپیدهدم ساخته سعید سلطانی، پروانه و نفس از ساختههای جلیل سامان، فرار بزرگ به کارگردانی محمدحسین لطیفی و ... یاد کرد که همگی آنها در یک نکته اشتراک داشتهاند و آن هم چیزی جز انقلاب اسلامی و حوادث مختلف پیرامون آن نیست. قصهگو بودن یکی از مهمترین وجوه آثار موفق در این رابطه بوده که مخاطب علاقهمند به داستانگویی را جذب خود کرده و در این مسیر پیام خود را هم منتقل میکند. مجموعه تلویزیونی رنج پنهان ساخته بیژن میرباقری از آخرین نمونههای ساخته شده در این حوزه است که به پخش در دهه فجر نرسیده و از 22 بهمن روی آنتن شبکه یک سیما رفته است.
یوسف؛ از آرامش تا طغیان
حسین ترابنژاد و مهدی حمزه در فیلمنامه رنجپنهان از یک روش آشنا و امتحان پس داده برای پیشبرد داستان خود بهره گرفتهاند؛ جوان دانشجویی به نام یوسف که از طبقه مرفه جامعه هم به حساب میآید، در شرف ازدواج با سارا دختر یکی از تیمسارهای شاهنشاهی است و زندگی کاملا سرراست و بدون فراز و نشیبی دارد. اما یک اتفاق پای او را به نوعی به گروههای سیاسی نیمه نخست دهه 50 باز میکند. نویسندگان فیلمنامه از این ترفند بخوبی برای تغییر فاز فکری یوسف بهره گرفته و قصه را به سمت و سوی تازهای کشاندهاند. قرض دادن اتومبیل دکتر امیر کیانی (پدر یوسف) به یکی از همکلاسیها، نقطهعطفی را در قسمتهای نخست رقم میزند که وظیفهاش را در بطن فیلمنامه بخوبی انجام میدهد. دزدیدهشدن سلاح مامور شهربانی و فرار دوست یوسف با اتومبیل پدر او، زنجیره اتفاقهایی را رقم میزند که سبب میشود تا دکتر کیانی پایش به اداره امنیت باز شده و مورد بازجویی جدی قرار گیرد که البته به واسطه ارتباطات دکتر خیلی زود ختم به خیر میشود. کشته شدن یکی از دانشجویان همکلاسی یوسف به دست ماموران ساواک، نقطه عطف دیگر رنج پنهان به حساب میآید که تلنگر جدیتری به یوسف وارد کرده و او را آماده قرار گرفتن در فضای مبارزه سیاسی قرار میدهد. در حقیقت او درست مانند علاقهاش به سارا وارد مبارزه سیاسی علیه حکومت شاهنشاهی شده و درک عمیقی از شرایط و سختیهای مبارزه اینچنینی ندارد.
یوسف و عملگرای سیاسی شدن
یوسف به عنوان شخصیت مرکزی سریال از یک جایی به بعد رسما وارد فضای مبارزه شده و با توجه به کنشمند بودنش خیلی زود وارد فاز عملیاتی میشود. سرعت انجام این پروسه هم به رفتارهای هیجانی یوسف ناشی از کشته شدن همکلاسیاش بازمیگردد و اینکه اساسا شور جوانی او بر قوه تعقلش غلبه دارد. اینگونه است که با توجه به تحصیلاتش وارد یک تیم ترور شده و طراحی و ساخت بمبی دستساز را بهعهده میگیرد. خود این بمب را میتوان حادثه محرکی قلمداد کرد که یوسف را در شرایطی خاص قرار داده و با یک تردید در رابطه با مبارزه مسلحانه مواجه میکند. به موازات داستان یوسف، نویسندگان فیلمنامه داستانکهایی را هم تدارک دیدهاند که یکی از آنها مربوط به زوج جوان مبارزی است که به مرور اختلاف عقیده زیادی پیدا کرده و شکاف عاطفی عمیقی میانشان به وجود میآید. دیگری خردهداستان مربوط به پدر و دختری است که دختر همکلاس یوسف بوده و نقش مهمی در کشاندن او در این مسیر دارد و پدری کتابفروش که سالها پیش تودهای بوده و پس از بیرون آمدن از زندان دیگر وارد کار سیاسی نشده است. اما این خرده داستانها آنچنان که باید از کار درنیامده و قوت و استحکام لازم را ندارد که بخش مهمی از این امر به سرعت در تولید و رساندن رنج پنهان به آنتن تلویزیون در دهه فجر بازمیگردد.
بیژن میرباقری و چالش خلق دهه 50
یکی از مهمترین چالشهای یک کارگردان در ساخت سریالهایی از جنس رنج پنهان، خلق فضایی باورپذیر از تهران دهه 50 است. کاری که در فضاهای واقعی این روزها تقریبا غیرقابل انجام بوده و نیاز به دکور دارد که آن هم جنبه باورپذیری فضاها را مخدوش میکند. میرباقری تلاش کرده تا لوکیشنهای خود را در فضاهای واقعی بسازد که بسیار سخت مینماید؛ به همین خاطر هم تقریبا تمامی کادرهای بیرونی بسته بوده و کلوزآپها خود را به رخ مخاطبان میکشاند. در انتخاب بازیگران هم با طیف وسیعی از بازیگران چندنسل مواجهیم که از نمونههای شاخص آن میتوان به کاوه خداشناس در نقش یوسف و دکتر قطبالدین صادقی در نقش دکتر امیر کیانی اشاره کرد که بخوبی از عهده ایفای نقشهایشان برآمدهاند. در قطب منفی هم میرباقری دست به ریسک بزرگی زده و نقش مامور ساواک را به بهنام تشکر داده که سابقه درخشانی در ایفای نقشهای کمدی دارد، اما تشکر با تاکید روی نگاه و خشکی عضلات چهره در کنار نوعی خشونت کلامی، موفق به خلق شخصیتی موثر شده است.
شخصیتهایی آشنا از قلب تاریخ معاصر
برای شناخت آدمهایی از سالهای نزدیک به انقلاب به خصوص آنهایی که با گروههای مبارز سیاسی همکاری میکردهاند، میتوان سراغ اسناد به جا مانده از آن سالها در قالب نوشته و تصویر رفت و آن را با اندکی تخیل درهم آمیخت. کاری که ترابنژاد و حمزه در رنج پنهان انجام داده و تا حدود زیادی هم موفق نشان دادهاند. بخش مهمی از باورپذیری سریال هم به همین شخصیتپردازی درست بازمیگردد که مخاطب را کاملا تحت تاثیر قرار میدهد. یوسف نمونه خوبی از جوانهای تحصیلکرده آن سالهاست که در خانوادهای باسواد و در عین حال مرفه بزرگ شده است. عشق را میتوان عنصر کلیدی شخصیت وی به حساب آورد که در قسمتهای اولیه برای به دست آوردن سارا به آب و آتش میزند. اما یک اتفاق تلخ، یوسف را به یک دگردیسی واداشته و وارد جریانهای سیاسی میکند که لایهای به لایههای اندک شخصیت وی اضافه میکند. دکتر کیانی یکی دیگر از شخصیتهای کار شده و با هویت رنج پنهان است که به باور مخاطب مینشیند. یک دکتر حاذق و مورد وثوق حکومت شاهنشاهی که در زمان ملی شدن نفت و کودتای 28 مرداد سال 32 از فعالان ملیگرا بوده و در این راه زندان هم رفته است. تلاش او برای دور کردن یوسف از حوادث سیاسی هم ریشه در همین سرخوردگیهای جوانی داشته و میتوان او را قرینه مرد میانسال کتابفروش ساکن قزوین به حساب آورد که او هم دورهای را در حزب توده گذرانده و با توبهنامهای که سالها پیش نوشته از سیاست و حزببازی کناره گرفته است. فیاضی برادر همسر دکتر کیانی شخصیتی کاملا مذهبی است که هم در دانشگاه به تدریس مشغول بوده و هم فعالیت سیاسی میکند. او دیگر شخصیت قطب مثبت سریال است که در بخشهایی از کار کاملا تاثیرگذار نشان میدهد. در قطب منفی هم یک مامور امنیتی خشن و در عین حال زیرک قرار دارد که برای
ازبین بردن گروههای مبارز مسلح تلاش زیادی به خرج داده و با ورود به قزوین پس از ترور نافرجام رئیس ساواک شهر، مخاطب را نسبت به وضعیت یوسف در بیم و امید قرار میدهد.
کسری همایونی افشار
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....