حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
میخواهیم از شاهنامه، جنگ و صلح، هملت، کمدی الهی یا حتی خداحافظ گاری کوپرهای صنعت گیم سخن بگوییم؛ بازیهایی که اگر پایان دنیا را مثل فیلمهای هالیوودی تصور کنیم، باید در مخزنی امن برای نسلهای آینده نگهداری شوند تا بیانگر معنا و ارتباطی باشند که یک بازی میتواند با مخاطبش برقرار کند. اینها بازیهایی هستند که قبل از مرگ باید تجربه کنید! Shadow of the Colossus یکی از این بازیهاست، این عنوان بهترین بازی عمر من است!
همان عشق، همان عظمت
زمانی که اولین بار Shadow of the Colossus را (به اختصار SotC) در سال 2005 میلادی روی کنسول PS2 بازی کردم، این عنوان به بهترین بازی عمرم تبدیل و پس از نسخه HD Collection که برای PS3 منتشر شد و نسخه بازسازی شده کامل آن که اخیرا بهصورت انحصاری برای PS4 منتشر شده، با گذشت 13 سال همچنان جایگاه خود را حفظ کرده است. اگر قبلا این بازی را روی PS2 یا PS3 تجربه کرده باشید، احتمالا این بررسی حرف جدیدی برای شما ندارد، چون دقیقا همانی است که به خاطر دارید، با این تفاوت که بهبودهایی در کنترل یا سیستم روایت قصه و نقشه بازی اعمال شده تا همه چیز برای آن افرادی که به واسطه PS4 با این شاهکار آشنا میشوند، در دسترستر باشد.
SotC در مورد جنگجویی به نام Wander است که برای بازگرداندن معشوقهاش از مرگ به سرزمینی ممنوعه قدم میگذارد. تنها راه نجات یا در واقع زنده کردن دختر، از بین بردن 16 بت باستانی است که در معبد مرکزی این سرزمین ممنوعه وجود دارند. Wander در این سفر خطیر و پرماجرا تنها نیست و اسب وفادار و دوستداشتنی و البته گاهی خودسرش Agro نیز همراه اوست. از طرف دیگر از بین بردن 16 بت آنطور که به نظر میآید ساده نیست، زیرا هریک از بتها نماینده یک موجود باستانی و کهن موسوم به کولوسی است که در گوشهای از سرزمین پهناور بازی قرار دارد و برای آنکه بت نابود شود، موجود نماینده آن باید کشته شود.
پیدا کردن این 16 کولوسی و از بین بردن به ترتیب تمام آنها اساس گیمپلی و البته عظمت و شکوه بازی SotC است!
جایی برای بزن بهادرها نیست!
اگر تصورتان از SotC یک اکشن سریع است که شمشیری دست کاراکتر میدهد تا دشمنان را قلع و قمع کند در گمراهی کامل به سر میبرید! آن زمان که این بازی برای اولین بار ساخته شد سبک اکشن ماجرایی با آنچه امروز وجود دارد، تفاوت اساسی داشت و نسخه بازسازی نیز خوشبختانه آن ویژگی را حفظ کرده است.
SotC در واقع به یک بازی معمایی جهانباز با کمی چاشنی اکشن بیشتر شباهت دارد، چراکه اولین معمایی که پیشروی بازیکن قرار میدهد این است که «حالا این کولوسیها را چطوری باید بکشم؟» و جواب این است که ابتدا باید آنها را پیدا کنید. درست است که یک نقشه از دنیای بازی در اختیارتان قرار دارد، ولی این نقشه موقعیت اهداف را تا زمانی که پیدایشان نکرده باشید به شما نشان نمیدهد. در عوض باید از شمشیر باستانی و مرموز «واندر» که معلوم نیست چه کسی آن را به او داده یا چگونه به دست آورده، استفاده کنید. با بالا گرفتن شمشیر و رفتن به محل تجمع نورها میتوانید به کولوسیها برسید. هر کولوسی یک یا تعدادی نقطه ضعف دارد که باید آنها را پیدا کرده و سپس با شمشیر زدن به آنها، کولوسی را از پا درآورید. این روند پیدا کردن نقطه ضعف، خود قسمت دیگری از معمای جذاب SotC است.
توشه عاشق سرگردان
بیایید فرض کنیم شما اولین کولوسی و نقطه ضعفش را پیدا کردید، چطور باید کار را تمام کنید؟ SotC یک سیستم استامینا یا استقامت و یک سیستم سلامتی دارد که اصلیترین عناصر در نبردهای حماسی آن هستند. ظرفیت استقامت و سلامتی به ترتیب با دُمهای درخشان مارمولکهایی که در محیط میبینید و میوههایی که روی درختها قرار دارند، قابل ارتقاست. برای شکار مارمولکها یا پایین انداختن میوهها از درخت باید با کمان خود به آنها تیز بزنید. سلاح دیگر شما شمشیر است که برای کشتن کولوسیها به کار میآید. بسته به اینکه چقدر نوار استقامت شما پر باشد، میتوانید ضربات مهلکتری با شمشیر وارد کنید. از طرف دیگر برای رسیدن به نقطه ضعف غولها اغلب باید از پشم بدن خود آنها یا عناصر محیطی بالا بروید که این کار استقامت شما را به مرور خالی میکند، مگر اینکه در موقعیتهای مناسب فرصتی به کاراکتر دهید تا نوار استقامتش پر شود.
علاوه بر اینها در تعدادی از مبارزات خود باید از اسبتان آگرو استفاده فعال کنید و حتی روی اسب ایستاده و با کمان تیراندازی کنید. ترکیب مکانیکهای محدود بازی در موقعیتهای مختلف از دیگر نقاط برجسته بازی است که تجربه آن را تازه نگه میدارد.
حماسیترین بازی تاریخ؟
حماسی بودن SotC در تمام تار و پود آن تنیده شده است. از قصه اسطورهای و عاشقانهاش گرفته تا طراحی بازی که در تمام طول بازی تنها 16 دشمن پیشروی شما قرار میدهد. زاویه دوربین، عظمت و در عین حال ساکت بودن محیطهای بازی، طنین و پژواک صدای کاراکتر که در میانه نبرد یا حین گشت و گذار اسبش را صدا میکند، موسیقی عمیق و فراموشنشدنی، مقیاس کولوسیها و سازههای دنیای بازی در مقایسه با کاراکتر و اسبش و طراحی مرحله روی بدن کولوسیها، همه و همه در کنار هم Shadow of the Colossus را به یکی از حماسیترین بازیهای تاریخ تبدیل کردهاند.
مجید رحمانی
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....