درب حمام را باز کرده مستقیم فرستادیمش به حمام اندرونی، لباس و حوله حاضر کرده، بیرون آمد زخمش تیمار کرده گفتیم باز چه کردهای و با کی سر شاخ شدهای؟
عارض شد: تصدقت گردم از بیرون بیخبرید؟
گفتیم: تو که امروز کاغذ اخبار نیاوردی ببینیم در ممالک محروسه چه خبر است؟
عارض شد: تصدقت چندی پیش انگار چند رعیت نجیب به خشم آمده و در شهر مشهد اعتراض داشتهاند و این اعتراض بحق و شایسته در آرامش بوده است و خواستههای قانونی داشتهاند اما یک مشت فرصتطلب و آشوبگر کار را دست گرفتهاند و اعتراضها را به سمت دیگری هدایت کردهاند.
گفتیم: خدا لعنتشان کند، تو چرا اینگونهای؟
عارض شد: تصدقت مقادیری قوت و لوازم مطبخ ابتیاع کرده به قصد منزل در حال مراجعت بودیم دیدیم عدهای از همین اراذل نردههای خیابان کنده و تابلوهای راهنمایی را از جا درآورده و سطلهای زباله را به میان خیابان ریختهاند و بلوا کردهاند. معترض شدیم این نرده و اتوبوس و شیشه بانکی که نفله کردهاید از پول همین مردم است! طلبکار حقوق، حقش را میخواهد و کاری به ساختمان و ماشین و نرده ندارد. یک فصل مفصل کتکمان زدند.
من بعد ذلک خشایار در ماسماسک همراهش خیره شده، دیدیم، میخندد، فرمودیم چه شده؟ عارض شد: نیمچه پهلوی دوم که 40 سال پیش از مملکت به خارج مرزها گریخته و به عیش و نوش و طرب مشغول است از یک سو و عفریته نکبت دیگری که دستش به خون بیش از 17 هزار رعیت بیگناه و مظلوم و زن و بچه رنگین است، آروغ فندقی زدهاند و غلط زیادی خوردهاند که دلشان برای ما تنگ شده و به امید برگشتن ما این اقدامات را میکنند و امیدوارند به سرانجام برسد.
فرمودیم: آدمیزاد مگر آنچه که استفراغ کرده را باز میل میکند؟
عارض شد: همین رو بگو ...
مجدد گفتیم آدم مگر چیزی که قی کرده را دوباره میخورد؟
عارض شد: قربان دهان مبارکتان.
بعد وضو ساخته به در گاه الهی دعا کردیم. امیدواریم این شلوغی به احسن نحو خوابیده، رعیت نازنین به حقوق حقه خود رسیده و روال ممالک محروسه به سنوات قبل در آرامش و امنیت کامل باشد.