راپورت‌های میرزا ادریس‌

این مردم نازنین...

الیوم در اندرونی همایونی نشسته به شکستن جابونی مشغول بوده و در فکر اقدس باجی بودیم. مدتی از وی فرقتی حاصل شده است و فوق‌النهایه دلتنگیم. باید معجون برگشت هم تیار می‌کردیم که هرگاه دلمان برای خاطر عاطرش تنگ شد، ‌برویم دیداری تازه کنیم، برگردیم. در همین خیالات بودیم که دیدیم صدای مهیبی در سر سرا پیچید. حمد خدای کردیم که یحتمل صاعقه‌ای بوده و پس از آن باران در کار است. خوب گوش کردیم دیدیم به اشد نحو دق‌الباب می‌کنند، اف‌اف برداشته دیدیم خشایار است و نالید که قبله عالم در را باز کنید که در حال موتم. در را باز کرده خشایار با حال نزار و البسه پاره پوره و خونین و مالین به اندرون آمد.
کد خبر: ۱۱۰۸۶۹۳

درب حمام را باز کرده مستقیم فرستادیمش به حمام اندرونی، لباس و حوله حاضر کرده، بیرون آمد زخمش تیمار کرده گفتیم باز چه کرده‌ای و با کی سر شاخ شده‌ای؟

عارض شد: تصدقت گردم از بیرون بی‌خبرید؟

گفتیم: تو که امروز کاغذ اخبار نیاوردی ببینیم در ممالک محروسه چه خبر است؟

عارض شد: تصدقت چندی پیش انگار چند رعیت نجیب به خشم آمده و در شهر مشهد اعتراض داشته‌اند و این اعتراض بحق و شایسته در آرامش بوده است و خواسته‌های قانونی داشته‌اند اما یک مشت فرصت‌طلب و آشوبگر کار را دست گرفته‌اند و اعتراض‌ها را به سمت دیگری هدایت کرده‌اند.

گفتیم: خدا لعنتشان کند، تو چرا این‌گونه‌ای؟

عارض شد: تصدقت مقادیری قوت و لوازم مطبخ ابتیاع کرده به قصد منزل در حال مراجعت بودیم دیدیم عده‌ای از همین اراذل نرده‌های خیابان کنده و تابلوهای راهنمایی را از جا درآورده و سطل‌های زباله را به میان خیابان ریخته‌اند و بلوا کرده‌اند. معترض شدیم این نرده و اتوبوس و شیشه بانکی که نفله کرده‌اید از پول همین مردم است! طلبکار حقوق، حقش را می‌خواهد و کاری به ساختمان و ماشین و نرده ندارد. یک فصل مفصل کتکمان زدند.

من بعد ذلک خشایار در ماسماسک همراهش خیره شده، دیدیم، می‌خندد، فرمودیم چه شده؟ عارض شد: نیمچه پهلوی دوم که 40 سال پیش از مملکت به خارج مرزها گریخته و به عیش و نوش و طرب مشغول است از یک سو و عفریته نکبت دیگری که دستش به خون بیش از 17 هزار رعیت بی‌گناه و مظلوم و زن و بچه رنگین است، آروغ فندقی زده‌اند و غلط زیادی خورده‌اند که دلشان برای ما تنگ شده و به امید برگشتن ما این اقدامات را می‌کنند و امیدوارند به سرانجام برسد.

فرمودیم: آدمیزاد مگر آنچه که استفراغ کرده را باز میل می‌کند؟

عارض شد: همین رو بگو ...

مجدد گفتیم آدم مگر چیزی که قی کرده را دوباره می‌خورد؟

عارض شد: قربان دهان مبارکتان.

بعد وضو ساخته به در گاه الهی دعا کردیم. امیدواریم این شلوغی به احسن نحو خوابیده، رعیت نازنین به حقوق حقه خود رسیده و روال ممالک محروسه به سنوات قبل در آرامش و امنیت کامل باشد.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها