راپورت‌های میرزا ادریس‌

بکش و خوشگلم کن...

الیوم از خواب بیدار گشته، احساس ضعف کردیم. به مطبخ شدیم، دیدیم خشایار پدر سوخته چیزی برای چاشت صبح مهیا نکرده. کتری آب کرده بر کله چراغ گذاشته به جهت چای، صدا در گلو انداخته صدایش کردیم. خبری نیامد. به اتاقش شدیم دیدیم کانه خرس گریزلی در خواب زمستانی است و دور و برش هم پر از مجلات تبلیغات عمل جراحی زیبایی و غیره و ذالک است. به جهت امتحان قوای جسمانی و اثبات این که هنوز جوانیم و به وی بفهمانیم کت تن کی هست با لگد به پهلویش کوبیدیم و چنان زدیم که اگر زلزله 10 ریشتری می‌آمد این گونه از جا نمی‌پرید!
کد خبر: ۱۱۰۸۲۸۱

عارض شد: تصدقت گردم چه شده؟

فرمودیم: پدر سوخته مواجب می‌گیری که نان ما داغ باشد و آبمان یخ نه این که خودمان با این سن و سال آب بگذاریم که جوش بیاید !

عذر تقصیر خواسته بخشیدیمش. من بعد ذالک فرمودیم پدر سوخته این مسخره بازی‌ها چیست؟

عارض شد: چه؟

فرمودیم: تو مردی با یک کپه سبیل این مجلات عمل زیبایی و اینها مال جماعت نسوان است. حیا کن صد بار ما فرمودیم در این عمارت نماز می‌خوانیم!

عارض شد: تصدقت چه نشسته‌اید که عمل زیبایی زن و مرد ندارد و امروز خط و خبر رسیده که در بلاد سعودی برای شترهای خاص و عزیز دردانه‌شان هم عمل زیبایی می‌کنند!‌ فرمودیم: چگونه؟ عارض شد: پول نفت باد آورده باشد آدمیزاد نمی‌داند چگونه خرج کند این عرب‌های سعودی هم دیگر شورش را در آورده‌اند.

گفتیم: خب؟

ادامه داد: گویا جشنواره زیباترین شتر بوده در بلاد سعودی و دامپزشک ناقلایی با تزریق ژلی مانند بوتاکس در لب و لوچه شترها لب‌های این زبان بسته‌ها را مثلا زیبا تر می‌کرده اند که برنده شوند. حالا این دامپزشک را دستگیر کرده اند که تقلب کرده‌ای و در داوری و قضاوت داوران تاثیر گذاشته‌ای.

به درگاه حی لایزال استغفار نمودیم از رفتار‌های این بشر دوپا که چه جلافت‌ها و حماقت‌ها که نمی‌کند و یاد سخن بی‌بی‌جان گوهرمان افتادیم که می‌فرمود: ابریشم لا داده حسنی که خدا داده...

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها