عارض شد: تصدقت گردم چه شده؟
فرمودیم: پدر سوخته مواجب میگیری که نان ما داغ باشد و آبمان یخ نه این که خودمان با این سن و سال آب بگذاریم که جوش بیاید !
عذر تقصیر خواسته بخشیدیمش. من بعد ذالک فرمودیم پدر سوخته این مسخره بازیها چیست؟
عارض شد: چه؟
فرمودیم: تو مردی با یک کپه سبیل این مجلات عمل زیبایی و اینها مال جماعت نسوان است. حیا کن صد بار ما فرمودیم در این عمارت نماز میخوانیم!
عارض شد: تصدقت چه نشستهاید که عمل زیبایی زن و مرد ندارد و امروز خط و خبر رسیده که در بلاد سعودی برای شترهای خاص و عزیز دردانهشان هم عمل زیبایی میکنند! فرمودیم: چگونه؟ عارض شد: پول نفت باد آورده باشد آدمیزاد نمیداند چگونه خرج کند این عربهای سعودی هم دیگر شورش را در آوردهاند.
گفتیم: خب؟
ادامه داد: گویا جشنواره زیباترین شتر بوده در بلاد سعودی و دامپزشک ناقلایی با تزریق ژلی مانند بوتاکس در لب و لوچه شترها لبهای این زبان بستهها را مثلا زیبا تر میکرده اند که برنده شوند. حالا این دامپزشک را دستگیر کرده اند که تقلب کردهای و در داوری و قضاوت داوران تاثیر گذاشتهای.
به درگاه حی لایزال استغفار نمودیم از رفتارهای این بشر دوپا که چه جلافتها و حماقتها که نمیکند و یاد سخن بیبیجان گوهرمان افتادیم که میفرمود: ابریشم لا داده حسنی که خدا داده...