حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
ریش خارانده مانده بودیم چه تدبیر کنیم. به خشایار گفتیم کاغذ بیاورد سیاهه مرقوم نموده به رعایای کرمان فرموده خدا را شکر سایه ما بر سر دارید و به واسطه وجود ذیجود ما سایه مرگ از دیار کریمان برداشته شده، فی النهایه قوت قلب داده و آرزوی صبر و صحت کردیم. بعد ذالک، خشایار را به خدمت خواستیم، مشرف شد. فرمودیم برای زلزله چه تدبیر کنیم؟ اینکه نمیشود هی زلزله بیاید هی رعیت نازنین به رحمت خدا برود هی بیوت ویران گردد. کلا ممالک محروسه مدت مدیدی است سوزن گرامافونش روی همین رنگ و ریتم زلزله گیر کرده و بندری میرقصد و انگار تا نکشد ما را و یک مشت رعیت یتیم نشود، بیخیال نمیشود.
عارض شد: تصدقت گردم بیوت رعیت تف چسبان است و بنا و معمار و نصاب و کاشیکار و جوشکار اکثرا بزن در رویی به کار مشغولند. برای ارزان شدن قیمت نهایی بیوت و دکاکین و ابنیه و سود بالاتر از کیفیت جنس مصرفی و کارگر کاربلد میزنند و فقط به تیشان فیشان کردن ابنیه اهتمام دارند. بعض مهندسین ناظر کسر الله عنقهم نیز که باید ببینند و از انجام کار خوب رضایت داشته، رقعه سلامت کار توشیح کنند و اهمال دارند و خدا پیغمبری کار نمیکنند.
خشایار مرخص فرموده در بحر غور و تفکر سر فرو برده به این اندیشیدیم که پولوتیک زده برگردیم به عصر همایونی خودمان کاغذ نوشته بدهیم در کوی و برزن جار بزنند که ایهاالناس بیوت خود از سنگ و ساروج و بتن ساخته فوق النهایه اسباب استحکام فراهم کنید که ممالک محروسه در سنه آتیه بدجور قر کمرش میگیرد و ما که رئوف القلب و مردمدوستیم حکم بدهیم که خراج سالانه بردارند و مردم خراج سالانه خرج مقاومسازی ابنیه و استحکامات کنند. زیاده فرمایش نداریم برویم یک مسواک بزنیم این بوی پیاز هنوز از دهانمان خارج نگشته...
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....